[صفحه اصلی ]   [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره من :: عضویت در پایگاه :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره من::
یادداشت های من::
وب نوشت::
اخبار و اطلاع رسانی::
تالار افتخارات::
سوابق اجرایی::
پژوهش ها::
کتاب ها::
در رسانه ها::
نقد و معرفی کتاب::
گالری::
دانلود فایل::
بانک پاورپوینت::
کتاب الکترونیک::
فوتبال و جامعه::
ورزش و محیط زیست::
پیوندها::
ارتباط با من::
تسهیلات پایگاه::
عضویت در پایگاه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الكترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در كادر زیر وارد كنید.
..
:: خوش آمدید ::


:: کتاب «ورزش و شخصیت اخلاقی» منتشر شد ::
 | تاریخ ارسال: 1399/7/15 | 
کتاب «ورزش و شخصیت اخلاقی» منتشر شد

در حوزهء اخلاق، بحث بر سر خوبی و بدی یا درستی و نادرستی است. قانع شدن ما بر سر درستی یا نادرستی رفتارها، اخلاق را در زمرهء مقولات هنجاری قرار می­دهد. جایی که باید برای اثبات درستی یا نادرستی هر چیز به سراغ استدلال­هایمان برویم؛ دیگر صحبت از اختلاف نظر بر سر دمای جوش آب نیست، که اگر بود پاسخش را در آزمایشگاه پیدا می­کردیم. صحبت از تفکر و استدلال است و مگر می‌‌شود استدلالهایمان با ایدئولوژی­مان آمیخته نباشد. ایدئولوژی­ها احساسات زودگذر و دم دستی نیستند، آن­ها در پی سال­ها تعامل ذهن و ساختارهای اجتماعی شکل می­گیرند و در نهایت تثبیت می‌‌شوند. بنابراین، ایدئولوژی­ها دیگر دروغ نمی­گویند. آن­ها تصویری واقعی از باورهای سفت و سخت ما هستند و دقیقاً همان چیزهایی هستند که ما برای دفاع از آن­ها سر و دست خواهیم شکست. بنابراین قضاوت­های اخلاقی ما آغشته به ایدئولوژی است و این امر؛ تحلیل نیت­های اخلاقی ما را با سختی و پیچیدگی مواجه می­کند. به همین دلیل است که معیار اصلی قضاوت اخلاقی در دنیای پیشرفته غرب «رفتار حرفه­ای» است. این کدهای رفتاری مبتنی بر اخلاق حرفه­ای هستند که مبنای قضاوت قرار می‌‌گیرند و اساساً قوه عاقله سازماندهی «بازی» یا «رقابت»، در جهت وضع مقررات، آداب و سننی است که مرتباً رفتار ما را بهدنبال آن­چیزی که از منظر خودش «باید» و «نباید­» مطلوب حرفه و جمع تلقی میشود سوق داده و تنظیم کند. در این موقعیت، رفتارهای درست باعث برانگیختن احترام دیگران شده و رفتارهای نادرست، احتمالاً زمینه دفع و یا نفی رابطه متقابل را فراهم می­کنند. اما اگر ماجرا معکوس شود چه؟ «فرهنگ بی­احترامی» واژه­ای است که کلیفورد و فیزل از آن برای تشریح این موقعیت معکوس استفاده می­کنند. جایی که شما برای پیشرفت، موفقیت و از همه خنده­دارتر برای کسب احترام دیگران، باید به شخصی غیرمحترم تبدیل شوید و قسمت تلخ ماجرا آنجا است که بدون رفتار غیرمحترمانه، احترامی هم نصیب شما نخواهد شد.
>
:: معرفی کتاب «توسعه فوتبال پایه» ::
 | تاریخ ارسال: 1399/6/5 | 
معرفی کتاب «توسعه فوتبال پایه»

رضا شجیع

اگر یک استادیوم ورزشی را به مثابه نمایشگاه ماشین در نظر بگیریم، بی ­تردید شاهد رقابت­ های هیجان انگیزی از خودروهایی خواهیم بود که همگی چهار چرخ دارند ولی در درون آن­ها دنیای متفاوتی است که با چشم عادی دیده نمی­ شوند؛ دنیایی که حاوی رازها و اسرار فراوانی است. بنابراین، دقت در نحوهء حرکت، سرعت و هماهنگی بازیکنان در زمین سبز و حتی موشکافی در رفتار و ادبیات آن­ها با یکدیگر و حریف، صرفاً حاوی داده­ ها و اطلاعاتی سطحی از نحوهء آماده ­سازی و عملکرد آن­ها در یک بازهء کوتاه ­مدت است. تا مثال نمایشگاه ماشین را فراموش نکرده­ایم؛ پیشنهاد می­کنم سری هم به کارخانه خودروسازی بزنیم. جایی که رقابت، تلاش و برنامه ­ریزی، حتی از زمین مسابقه هم شدیدتر و جدی­ تر است. ممکن است از اینکه بازیکنان را به خودرو تشبیه کردیم، ناراحت و یا حتی دلگیر شوید. این اولین تلنگر کتاب «توسعه فوتبال پایه» برای ماست. اینکه سرمایه ­داری و عقلانیت دنیای مدرن، به همه جای این کارخانه رسوخ کرده و همه چیز باید در خدمت سود حداکثری سرمایه ­گذاران باشگاه باشد. موضوعی که حتی آکادمی فوتبال پایه را هم شامل شده و مربیان آکادمی­ ها بیش از همیشه، فشار نتیجه گرایی را بر دوش خود احساس می­کنند. اما سئوال مهم­تر این است؛ آیا مربیان و بازیکنان دچار از خودبیگانگی شده و ماشین وار مشغول انجام وظایف از پیش تعیین شده هستند؟ آیا همه چیز فدای سودگرایی و نتیجه ­گرایی شده است؟ آیا آن­ها فاقد اصول و ارزش ­های مشخص هستند؟ دایره و قدرت اختیار مربیان چقدر است؟ این­ها نمونه سئوالاتی است که تا پیش از ترجمه کتاب «توسعه فوتبال پایه»، به شخصه جوابی برای آن ­ها نداشتم. اما کتاب حاوی یک پاسخ جذاب و خردمندانه است که می­ تواند ما را از سوء­تفاهم و نقد یک طرفه عقلانیت حاکم بر فوتبال مدرن نجات دهد؛ پاسخ این است؛ بله، درست است که آن­ ها تحت تأثیر فشار سرمایه ­داری و عقلانیت حاکم بر فوتبال مدرن هستند، ولی از طرف دیگر، ارزش­ ها و اصولی بر دنیای حرفه ای آن­ها حاکم است که نه تنها فشار مذکور را تعدیل می­کند، بلکه زمینه تداوم حرکت و موفقیت آن­ ها را نیز فراهم می ­کند. این ارزش ­ها، اصول و رویه ­های مشترک که نستی و سالی در کتابشان از آن­ها پرده بر می ­دارند؛ دقیقاً سرفصل­ های کتاب ارزشمند «توسعه فوتبال پایه» هستند. این همان نقطه تمایز و البته نقطه عزیمت کتاب نستی و سالی است. اینکه آن­ها به جای حدس و گمان و پرداختن به مسائل سطحی و ظاهری زمین بازی، پا را فراتر گذاشته و سفر طولانی و اکتشافی خود به کارخانه­ های بازیکن­ سازی بهترین باشگاه ­های دنیا نظیر بارسلونا، آژاکس، بایرن­مونیخ، بایر لورکوزن، فاینورد، اوسر، میدلزبرو و سه سازمان فوتبالی موفق یعنی فدراسیون­ های فوتبال هلند، فرانسه و مرکز آسپایر قطر را با هدف پاسخ به این سئوالات آغاز کردند. بنابراین کتاب آن­ ها از منظر طرح موضوعات بکر و تازه پیرامون فلسفه، تفکر و نحوهء مدیریت باشگاه­ ها و آکادمی­ های موفق دنیا، کتابی شگفت­ انگیز و غیرقابل تصور محسوب می ­شود.
>
:: ماسک و دانشگاه کرونا ::
 | تاریخ ارسال: 1399/5/9 | 
ماسک و دانشگاه کرونا

رضا شجیع
 
امروز با صحنه ای مواجه شدم که حقیقتا تصویر واضحی ای از تناقض ها و ناملایمات درون ماست. مردی که ماسک به صورت داشت، ناگهان در زمان عطسه، ماسک را از یک طرف گوشش آزاد کرد و بعد از عملیات آزادسازی محتوای دهان در فضای آزاد، دوباره ماسک را به صورت گذاشت. آنقدر دیدن این صحنه برای غریب بود که حتی نتوانستم اعتراضم را به این عزیز پروتکل باز اعلام کنم. باز در هر دو معنی آن، بازیگر و بازنده. پس از مدتی با خودم اندیشیدم و در مورد این رفتار فکر کردم، به راستی که رفتارش چقدر شبیه رفتارهای ما در شرایط گوناگون است. مایی که فقط خودمان برای خودمان مهم هستیم و اگر هم ماسک می زنیم برای مریض نشدن خودمان است و نه مریض نشدن دیگران. چنین می کنیم چون اساسا نمی خواهیم ماسکی را تا شب به صورت نگه داریم که به محتویات عطسه خودمان آغشته است و اساسا تعویض ماسک، کنشی است که مستقیما به رفتار اقتصادی ما وابسته است. آن هم در شرایطی که ماسک به یک کالای خاص و لوکس تبدیل شده و معاون وزیر هم ما را به تبدیل پیژامه های رنگارنگمان به ماسک ترغیب می کند.
>
:: نگهبانان امیال در فضای مجازی ::
 | تاریخ ارسال: 1399/5/9 | 
نگهبانان امیال در فضای مجازی

رضا شجیع

فقط من اینطوری حس می کنم یا اینستاگرام داره تبدیل به دیوونه خونه میشه؟ (برداشت از فیلم جوکر)

۱- در داستان معروف پوریای ولی؛ اسطوره ای پنهان در پشت پرده روایت نشسته است، اسطوره مادر؛ اوست که داستان را پیش می برد و در نهایت جایگاه رفیعش در ناخوآگاه ذهن خواننده تثبیت می شود. بی دلیل نیست که اسطوره را نگهبان پرهیزه ها یا تابوهای یک ملت توصیف می کنند. ساز و کار معناسازی اسطوره از طریق تقابل های دوتایی صورت می گیرد؛ جایی که قهرمان در برابر ضدقهرمان قرار می گیرد. قهرمان نگهبان تابوهای ما و ضدقهرمان دشمن نظم موجود و البته به زعم من نگهبان امیال ماست. به همین دلیل است که اساسا تقابل خیر و شر، در حقیقت بازتاب پیکاری درونی نهاد لذت جو (اید) و من (ایگو) قانونمند است که از لحظه تولد تا پایان عمر ادامه می‌یابد.
۲- همه اینها را گفتم که به این نقطه برسم؛ معتقدم فضای مجازی، فرصت نفس کشیدن برای ضدقهرمان را فراهم نموده است. نگهبانان امیال و قاصدان بی نظمی که جوکروار با بخش لذتجوی ذهنمان مستقیما در ارتباط هستند. آنها سطح فانتزی سازی ذهنی ما را به سطح بالاتری ارتقاء می دهند؛ به جای ما اعتراض می کنند، به جای ما هنجارشکنی می کنند، به جای ما فحش می دهند، به جای ما هوسرانی می کنند و در نهایت به جای ما در دنیای بدون مرز نفس می کشند.
>
:: فاجعه شماره ۲ ::
 | تاریخ ارسال: 1399/5/9 | 
فاجعه شماره ۲

سولنیت در کتاب بهشتِ بناشده در جهنم (۲۰۰۹) با موردکاوی فاجعه‌ها (از جمله زلزلۀ مکزیکوسیتی در سال ۱۹۸۵ و حملات تروریستی سال ۲۰۰۱ و طوفان کاترینا) استدلال کرد که وضعیت اضطراری صرفاً بُرهه‌ای نیست که هرچه بد بود بدتر شود، یا مردم لاجرم هراسان‌تر و شکّاک‌تر و خودمحورتر شوند. او نشان داد که فاجعه‌ها به چه طریقی، حتی در میانۀ خُسران و درد، باب ذخایر ابتکار و همبستگی و ارادۀ موجود در نهاد انسان، و همیان‌های عزم و مسرّت، را می‌گشایند. آن کتاب فراخوان تجلیل از فاجعه نیست، ولی از ما می‌خواهد که توجه کنیم فاجعه چه احتمال‌ها و امکان‌هایی در خود دارد، و چگونه می‌تواند ما را از قید راه و روش‌های قدیم برهاند. در روایت سولنیت، واکنشگران «رسمی» فاجعه معمولاً گند می‌زنند چون مردم را جزئی از مشکلی می‌شمارند که باید مدیریت شود، نه عنصر ارزشمندی از راه‌حل آن مشکل.این سوءمدیریت، گاهی نتیجۀ ناشایستگی است و گاهی اوقات هم موذیانه‌تر است.
>
:: دیگر چه کسی؟ ::
 | تاریخ ارسال: 1399/5/9 | 
دیگر چه کسی؟

ارونداتی روی
نویسنده کتاب «خدای چیزهای کوچکـ»

 
دیگر چه کسی به ذهنش خطور می‌کند که آدم دیگری را ببوسد، سوار اتوبوس شود، یا بچه‌اش را به مدرسه بفرستد، بی‌آنکه واقعاً احساس ترس کند؟ چه کسی می‌تواند به لذت‌های روزمره فکر کند، بدون اینکه مخاطراتش ذهنش را مشغول کرده باشد؟ چه کسی را می‌شناسید که برای خودش یک پا اپیدمیولوژیست، ویروس‌شناس، آماردان و پیشگو نشده باشد؟ کدام دانشمند یا دکتری هست که توی دلش آرزو نکرده باشد معجزه‌ای رخ دهد؟ کدام کشیش -حداقل در خفا- به علم ایمان نیاورده است؟

ویروس همه‌چیز را از کار انداخته است. تلاش کشورها برای کنترل مهاجرت، زیست‌سنجی، نظارت دیجیتال و انواع و اقسام تحلیل داده را به تمسخر گرفته است. کاری‌ترین ضربه‌هایش را با اختلاف زیاد به ثروتمندترین و قدرتمندترین کشورهای جهان وارد کرده و ترمزِ موتور جهان را یک‌دفعه کشیده است. البته به صورت موقت، ولی آنقدری هست که به ما اجازه بدهد تا نگاهی به درون این موتور بیاندازیم، فکرهایمان را بکنیم و تصمیم بگیریم که می‌خواهیم تعمیرش کنیم یا بهتر است دنبال موتور بهتری بگردیم.
>
:: این واکسن لعنتی ... ::
 | تاریخ ارسال: 1399/1/18 | 
این واکسن لعنتی ...

رضا شجیع​

1- داور به خاطر وجود بنری توهین آمیز با متنی رکیک و سکسیستی خطاب به 
دیتمار هوپ مالک باشگاه هوفنهایم بازی را متوقف کرده است. بازیکنان هر دو تیم به نشانه اعتراض دقایق پایانی بازی را عملا بازی نمی کنند تا وقت تمام شود. پایان بازی، این مدیران شرمسار بایرن مونیخ هستند که حاضرند شش گل زده رو بدهند و این چنین شرمسار دیتمار هوپ نباشند. اتفاقی تلخ و البته نه چندان جدیدی که بوندسلیگا و فوتبال آلمان، آن را تا مدت ها فراموش نخواهد کرد.
2- هوپ کیست که نه تنها هواداران بایرن، که هواداران مونشن گلادباخ، دورتمند، یونیون برلین و تقریبا اکثریت هواداران فوتبال آلمان از او متنفر هستند؟ و علت تنفرشان چیست؟ او یک میلیارد عاشق باشگاه هوفنهایم است که ثروت خود را صرف کمک مالی به این باشگاه کرده و اکنون به لطف قوانین فوتبال آلمان و به واسطه ۲۰ سال حمایت مالی بی وقفه، مالک ۴۹ درصد سهام باشگاه شده است. علت تنفر هواداران فوتبال آلمان از او این است که
>
:: جستجوی معنا در قرنطینه ::
 | تاریخ ارسال: 1399/1/10 | 
جستجوی معنا در قرنطینه

رضا شجیع

چرا تحمل قرنطینه خانگی این روزها برایمان به وضعیتی ملال آور تبدیل شده است. مهمترین دلیل شاید این باشد که دیگر بهانه ای برای برانگیخته شدن نداریم. انگیزهای ما که بیشتر به معطوف به دنیای بیرون است تا درون، دچار فقدان شده و ما را به نگرانی، اضطراب و ملال دچار کرده اند. دوست داریم کاری انجام دهیم اما نمی توانیم. حالا می فهمیم باشگاه رفتن ها، خرید کردن ها، پیاده روی ها و پرسه های گاه و بیگاهمان در شهر، میهمانی ها و دور همی ها، و در نهایت عادت های روزمره مان، بهانه هایی بودند برای یافتن معنا. به همین دلیل است که کلین ویلسون نویسنده بریتانیایی، ملال را با شکنجه برابر می داند. آنچه مسلم است این نداشتن قدرت کنترل یا آزادی است که ملال را ایجاد یا تشدید می‌کند، و به همین دلیل ملال در میان کودکان و نوجوانان بسیار رایج است.
>
:: درمان قطعی کرونا: قرص آبی یا قرمز؟ ::
 | تاریخ ارسال: 1399/1/10 | 
درمان قطعی کرونا: قرص آبی یا قرمز؟

رضا شجیع

1-غیر قابل باور است که علی رغم این حجم سهمگین طوفان رسانه ای  کرونا، هنوز عده کثیری‌ از مردم واقعیت تلخ این ویروس را نپذیرفته و زندگی پر تکاپوی شهری خود را با خیال راحت ادامه می دهند. در حالی که برخی خود را قرنطینه کرده و با نگرانی زیاد اخبار و اطلاعات را دنبال می کنند؛ برخی دیگر بار سفر را بسته اند و به لطف آنها؛ ترافیک سفرهای نوروزی از هم اکنون آغاز شده است. این رفتار دوگانه، مرا یاد این سکانس از فیلم ماتریکس انداخت. جایی که قرص آبی نماد آسایش توأم با فراموشی و قرص قرمز؛ نماد آگاهی توأم با چالش، عذاب و سختی است.

2- قرص آبی خورها برای بی خیال شدن و آرام کردن خود مجبور به فراموشی و قطع ارتباط با واقعیت هستند. به قول هانا آرنت؛ قطع تماس با واقعیت و سرشت پیرامون، همان چیزی است که با شیوه تفکر و زندگی آنها کاملا منطبق است. برای آنها واقعیت ..
>
:: کرونا و حکمرانی مادرانه ::
 | تاریخ ارسال: 1399/1/10 | 
کرونا و حکمرانی مادرانه

رضا شجیع

به این سکانس‌ از فیلم فورسماژور دقت کنید؛ پدر خانواده تا آخرین لحظه، فاجعهء در حال وقوع را تکذیب می کند و هنگام فاجعه نیز بقای «خود» را بر بقای خانواده و حتی فرزندان ترجیح می دهد. دقیقا نقطه مقابل مادر که تا آخرین لحظه نگران فرزندان است.
1- جوشا دگرینی استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد، ذهن انسان را به یک دوربین دیجیتال تشبیه می کند که هنگام قضاوت (یافتن مفیدترین راه حل) دارای دو سیستم عکاسی اتوماتیک و دستی است. به نظر او بعضی از رفتارها و اخلاقیات بشر بر اساس تجربه زیسته و بلند مدتش به رفتار و اخلاقی اتوماتیک و غریزی تبدیل شده است. به عبارتی صریح تر یاد گرفته است که است که منافع فردی و در بهترین‌ حالت فامیلی خود را به منافع جمعی ترجیح دهد. همانطور که در این ویدیوی کوتاه مشاهده شد؛ سیستم ذهنی پدر در حالت اتوماتیک و سیستم ذهنی مادر در حالت دستی قرار دارد. مادر بقای  جمع (در اینجا فامیل) را به بقای خود ترجیح می دهد.
>
ورود کاربران
نام کاربری
رمز عبور
ورود خودکار
بازیابی رمز عبور
::
آمار بازدیدها
تمام بازدید‌ها: 2966515
بازدید 24 ساعت قبل: 2460
::
Academic Web Tools
اتاق‌های گفتگو:
پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع Dr. Reza Shajie Official Website
Persian site map - English site map - Created in 0.04 seconds with 28 queries by YEKTAWEB 4227