[صفحه اصلی ]   [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره من :: عضویت در پایگاه :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره من::
یادداشت های من::
وب نوشت::
اخبار و اطلاع رسانی::
تالار افتخارات::
سوابق اجرایی::
پژوهش ها::
کتاب ها::
در رسانه ها::
نقد و معرفی کتاب::
گالری::
دانلود فایل::
بانک پاورپوینت::
کتاب الکترونیک::
فوتبال و جامعه::
ورزش و محیط زیست::
پیوندها::
ارتباط با من::
تسهیلات پایگاه::
عضویت در پایگاه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: یک دقیقه سکوت برای «آقای گزارشگر» ::

یک دقیقه سکوت برای «آقای گزارشگر»

.
رضا شجیع

.
AWT IMAGE

.

حدود یکسال پیش یادداشتی را با عنوان «تلویزیون در محاصره» به رشته تحریر در آوردم تا به نوعی روش پس رونده تلویزیون و تلاش معکوس این سیستم برای جذب مخاطب هر چه بیشتر را تشریح و مورد نقد جدی قرار دهم. مسابقه تلویزیونی یا به بیان بهتر نمایش تلویزیونی «آقای گزارشگر» بهانه ای برای نقد دوباره ساختاری است که با دست کم گرفتن مخاطب، همچنان در مسیر اشتباه گام برداشته و در این مسیر هیچ ابایی از هزینه و مصرف سرمایه های اجتماعی و البته نیروهای خودجوش، جوان و علاقه مند به دیده شدن و شهرت ندارد. بی دلیل نیست که بوردیو از تلویزیون به عنوان مسئول تنزل مصیب بار سرمایه های اجتماعی یاد می کند.

اولین نکته اینکه «آقای گزارشگر»، محصولی که فوتبال تلویزیونی طی ده ها سال به زمین کاشته را برداشت می کند. خیل عظیم علاقه مندان به گزارشگری که تلویزیون و گزارشگر شدن را در آمال و آرزوهای خود جستجو می کنند در این برنامه حضور یافته و گویا قرار است توانمندی آن ها به شکل عادلانه ای مورد ارزیابی قرار گیرد.
شعبده بازها یک اصل اولیه دارند و آن این است که توجه تماشاچیان را به چیز دیگری، به جز کاری که در حال انجام دادنش هستند جلب می کنند و این رویکرد برنامه ساز، خیلی زود دست او را رو می کند. مسابقه ای برای آزمون شایستگی شرکت کنندگان در کار نیست و همه دست اندرکاران و شرکت کنندگان و کارشناسان خیلی زود توجیه می شوند که صرفاً برای یک هدف، همانا سرگرم کردن و اشغال مطلوب زمان مخاطب دور هم جمع شده اند. گویا جذب مخاطب چون خدایی پنهان بر وجدان برنامه ساز حاکم می شود و همه چیز رابرای اجرای یک مسابقه تقلبی فراهم می کند.
در اینجا اگر فکر می کنید شرکت کنندگان و یا داوران برنامه در صورت آگاهی از مسئله فوق و شناخت ماهیت واقعی برنامه، از آن کنار می کشند سخت در اشتباه هستید، به طور عقلانی هیچ کدام از آن هاحاضر نیستند حتی یک ثانیه از زمان آنتن را از دست بدهند و این دقیقاً برگ برنده برنامه ساز برای به رقص درآوردن بازیگران صحنه است. او می داند که بودن به معنای دریافت شدن از طریق تلویزیون، تنها با نفس کشیدن در فضای عامه، تداوم حضور در صحنه و بیشتر دیده شدن است که تحقق می یابد و اینجاست که صفحه تلویزیون به قول ژیل دلوز به آینه خودشیفتگی بدل می شود.
کارشناسان برنامه تلویزیونی «آقای گزارشگر»، به شکلی متحیرانه در کمترین زمان ممکن و بدون نیاز به توجیه و یا آموزش های آن چنانی، با شرایط منطبق می شوند. گویی با نشستن بر روی صندلی، به یکباره در نقش یک متخصص آشنا به فن گزارشگری فرو می روند و این دقیقا نقطه عطف برنامه تلویزیونی آقای گزارشگر است. زیرا یکی از مهمترین کارکردهای مسحور کننده تلویزیون از نظر بوردیو؛یعنی کارخانه تولید «روشنفکر فوری» یا «کارشناس فست فودی» به روشنی هر چه تمام تردر این برنامه به تصویر کشیده می شود. «کارشناس فوری» کسی است که ایده هایش، صحبت هایش و البته دیدگاه هایش شبیه مردم است، کسی که ساده و به روز سخن می گوید و آن طور که باید سخنانش مخاطب را به اندیشه وادار نمی کند. او کسی است که مخاطبان تلویزیونی فاصله فاحشی با وی احساس نمی کنند. کسی که در کمترین زمان ممکن، خود را با موضوع، چارچوب برنامه و محدودیت زمانی تطبیق می دهد. نکته مهم در اینجا منتفی شدن بحث رمزگذاری توسط فرستنده و رمزگشایی توسط گیرنده (مخاطب) است، گویی فرایند ارتباط آنقدر ساده و سطحی است که در حد یک ارتباط صوری تقلیل می یابد و این دقیقاً ساختار یک برنامه سرگرم کننده است که بازیگران صحنه (کارشناسان فوری) را با هر سطحی از دانش و آگاهی با خود همراه می کند.
در این برنامه، مقوله نمایش ورزش و به طور خاص تر نمایش فوتبال، به عنوان پدیده ای عامه پسند قلمداد می شود که همگان می توانند آن را درک کنند و در مورد گزارشگری آن اظهار نظر کنند. استفاده از قهرمانان ملی به منظور افزایش ارزش «شهرت» در برنامه و البته سیاست هوشمندانه تهیه کنندگان این برنامه برای کاهش حداکثری هزینه ها با حذف کارشناس ثابت و استفاده از میهمانان افتخاری، نکته مهمی است که نباید به سادگی از آن عبور کرد. در یکی از برنامه ها، ملی پوش بانو و رزمی کار کشورمان در مقام کارشناس در مورد گزارش فوتبال یکی از شرکت کنندگان نظر می دهد که البته لبخند معنی دار آقای گزارشگر از نظرها دور نمی ماند و صحبت های خانم کارشناس که با ظرافت و به شکلی نامحسوس و هنرمندانه سانسور می شوند.
به طور کلی «عدالت رویه ای» به عنوان شاهرگ حیاتی یک مسابقه عادلانه، از همان ابتدادر برنامه آقای گزارشگر ذبح می شود که البته رویکرد سرگرم کننده برنامه و سیاست تهیه کنندگان آن برای کاهش حداکثری هزینه ها، تحقق چنین پیامدی را تسریع می کنند. عدالت رویه ای تصور یک مسابقه دوومیدانی است که همه در ابتدای خط ایستاده و مسابقه در یک زمان مشخص آغاز میشود و هیچ چیز به جز توانمندی و استعداد درونی شرکت کننده، تعیین کننده نتیجه نیست. در این برنامه یکسان نبودن گروه های داوری و هم سطح نبودن داوری ها به دلیل چرخش کارشناسان در برنامه های مختلف، هرگونه ادعا در مورد عادلانه بودن رویه مسابقه را با تردیدی جدی روبرو می کند. «آقای گزارشگر»، فضای مردانه حاکم بر ورزش و حرفه گزارشگری را به بیننده القا می کند و حضور تنی چند از بانوان ورزشکار در مقام کارشناس هم، این رویکرد مردانه را تلطیف نمی کند.
چه بخواهیم و چه نخواهیم، تلویزیون اندیشه بخش بزرگی از جامعه را شکل می دهد و می تواند تصویری بیافریند که کارشناسان عرصه رسانه به آن «تأثیر واقعی» می گویند. یعنی می تواند به کمک تصاویری که نشان می دهد، باورهای ما را شکل داده و البته دستکاری کند. برنامه «آقای گزارشگر» ممکن است به لطف سوژه جذاب گزارشگری و خیل جوانان علاقه مند به این فن تخصصی، سال های سال ادامه یابد، اما این تداوم، هرگز نبایدبه قیمت مصرف عمر و علاقه مندی این جوانان با هدف تولید سرگرمی و لذت برای مخاطبان تلویزیونی تمام شود. باید مراقب غرور، احساسات و سرنوشت جوانانی که به این بازی رسانه ای وارد می شوند بود، به ویژه آنها که صدایشان، چون هوایی تازه،گوش شنونده و بیننده خسته از صداهای تکراری را نوازش می دهد.
چه تلخ که واقعیت پشت صحنه، هرگز به زیبایی، جذابیت و شفافیت تصویری که برای مخاطب پخش می شود (جلوی صحنه) نیست ... به راستی که «آقای گزارشگر»، دست تلویزیون را یکجا رو می کند و از این بابت شایسته تقدیر است. 

 

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 2352 بار   |   دفعات چاپ: 381 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   1 نظر

نظرات کاربران
نظر ارسال شده توسط مازیار ناظمی در تاریخ 1395/1/26
به عنوان يك خواننده عادي با ان مشكل دارم ببين رضاجان يك رويه اي دوستان دانشگاهي دارند مال امروز هم نيست كه بايد حتما در مطلب خود دوتا شاهد از انديشمندان بياورند مخصوصا شما كه از عاشقان بورديو هستيد ! اما واقعيت اين است كه اين برنامه به درستي گفتي از مهندسي ساخت و نداشتن هدف رنج مي بره چون با ان فضا اشنا هستم همه چيز نا رسيدن به انتن در عرض دو ماه جور شده است ؟! از تصويب مجدد تا صبط و پخش ... مشكل اصلي برنامه ريزي سيماست مثلا قراره اين برنامه مثل مردان اهنين نوروز پخش شود خوب همين الان تيم تحقيق بروند روي ضعف و قوت سال هاي قبل كار كنند و بعد نتيجه بهتري دارد ولي چون بحران مخاطب حس نمي شود نيازي به ان ندارند ... اما بر گرديم مطلب شما تلفيقي از يك نگاه دانشگاهي تا روزنامه نگاري دست اخر هم با يك متلك به سيما و صدا وسيما تمام شده است جاي خالي راهكار و يا چند بيشنهاد موثر ديده مي شود ... زحمت كشيدي ولي مطلب از نگاه خواننده عادي مثل من روان و راحت نيست و به دشواري مي افتد ... البته نقدت به فضاي مردانه حاكم بر رسانه و اين حرفه قايل تقدير است.
پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع Dr. Reza Shajie Official Website
Persian site map - English site map - Created in 0.03 seconds with 40 queries by YEKTAWEB 4331