[صفحه اصلی ]   [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره من :: عضویت در پایگاه :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره من::
یادداشت های من::
وب نوشت::
اخبار و اطلاع رسانی::
تالار افتخارات::
سوابق اجرایی::
پژوهش ها::
کتاب ها::
در رسانه ها::
نقد و معرفی کتاب::
گالری::
دانلود فایل::
کتاب الکترونیک::
فوتبال و جامعه::
ورزش و محیط زیست::
پیوندها::
ارتباط با من::
تسهیلات پایگاه::
عضویت در پایگاه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: ورزش را فراموش کنید! (قسمت اول) ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۶/۷/۲۰ | 
ورزش را فراموش کنید! (قسمت اول)
 
رضا شجیع
 


دکتر محسنیان­ راد در کتاب ارتباط­ شناسی به پژوهش جالبی اشاره می­­کند، در این پژوهش از تعدادی کودک خواسته می­شود به سئوالات ساده­ای مانند؛ آیا لیوان و درخت زنده ­اند یا مرده؟ و یا آیا لیوان شکسته زنده است یا مرده؟ جواب دهند. نتایج شگفت ­آور است؛ کودکان فاقد درک صحیحی از مفهوم زندگی هستند و ممکن است در ذهن آن­ها مثلا یک عروسک زنده باشد ولی یک لیوان شکسته به دلیل اینکه مانند قبل صحیح و سالم نیست مرده تلقی شود. تا اینجا مشکلی نیست، مشکل از جایی آغاز می­شود که مثلاً فلان مسئول یا فلان معلم قرار است برای همین کودکان در مورد مفهومی به نام «زندگی» سخنرانی کند و بی ­تردید سخنرانی او بی مصرف­ترین سخنرانی تاریخ محسوب خواهد شد. موضوع اینجاست که اکثر ما از واژه ورزش به مثابه یک انگارهء عمومی در گفتمان روزمره استفاده می­کنیم و از آنجا که هر کدام چارچوب­ ها و تعاریف متفاوتی از ورزش را در ذهنمان پذیرفته­ ایم، گمان می­کنیم منظور و پیام طرف مقابلمان را به خوبی درک کرده ­ایم. حال آنکه فقدان درک صحیح و جامع از ورزش، می ­تواند سرمنشأ اشتباهات راهبردی بسیاری در حوزه گفتمان­ سازی ورزش باشد. سئوالی که در اینجا مطرح می شود این است؛ آیا بین «ورزش به مثابه یک فعالیت یا کنش» با «ورزش به مثابه یک نهاد» تفاوت وجود دارد؟ اگر وجود دارد تمایز آن ها در چیست و چه رابطه ای میان آن ها برقرار است؟ پاسخ به همین سئوال به ظاهر ساده، می تواند ما را از یک سردرگمی و ابهام بزرگ نجات دهد.
در مفهوم ورزش به مثابه یک کنش، موضوع به حرکت انسان برای دستیابی به یک هدف ارزشمند مربوط می­شود. حرکتی که می ­تواند ضمن تعامل اجتماعی، برای شما منفعت هایی نظیر لذت، سلامتی، شادابی و ارزش هایی از این دست را به همراه داشته باشد. فعالیتی که ذاتاً واجد ارزش اخلاقی است، چراکه از منظر فلسفی بنا به دو دلیل تأیید می شود؛ اول اینکه توسط عقل سلیم تأیید می­شود و دوم اینکه به وفور حاوی جنبه­ های زیبایی­شناختی بسیاری است. اما در تحلیل ورزش به مثابه یک «نهاد» ماجرا شکل دیگری است؛ جنس استانداردهای این فعالیت تغییر کرده و از آنجا که اهداف دیگری نظیر پیروزی، کسب اعتبار، ثروت و افتخار را در قالب رقابت ها و مسابقات ورزشی جستجو می­ کند؛ نیازمند تحلیل و نگاه پیچیده تری است. امری که در نهایت میدان ورزش را از هر نوع میدان اجتماعی دیگر متمایز کرده و زمینه ساخت یک سازمان بزرگ بروکراتیک به نام «نهاد ورزش» را فراهم می کند. به همین دلیل است که برخی جامعه شناسان، ورزش را آینه تمام نمای جامعه قلمداد می کنند و معتقدند ورزش، بازتاب دهنده ارزش های جامعه است. در این معنا، فرهنگ مانند اکسیژنی که در اتمسفر جاری است در کلیت نهاد ورزش جریان یافته و تصور ورزش بدون فرهنگ تقریباً غیرممکن است.  
تا اینجا اگر کلیت مباحث فوق در مورد ارتباط فرهنگ و نهاد ورزش را بپذیریم، باید رسوخ نوعی نسبیت گرایی در آن را نیز قبول کنیم. ادراک از ورزش در جوامع، گروه ها و اقوام مختلف متفاوت است و جوامع و گروه های اجتماعی به دنبال خلق تمایز از طریق آن هستند. در این معنا نهادهای سیاست، مذهب، رسانه و غیره هر کدام به نوبه خود بر ورزش تأثیر گذاشته و از آن تأثیر می پذیرند. به همین دلیل است که فدراسیون های جهانی و نهادهای بین المللی به دنبال خلق قوانین و مقرراتی هستند که ادراک از مفاهیم و قوانین ورزش ها را در سراسر جهان یکسان کنند تا بتوانند آن را از یک پدیده نسبی به یک امر جهانی و فراگیر تبدیل کنند. امروز صاحبان فوتبال در مقر فیفا، از اینکه بی سوادترین مردمان جهان در فقیرترین کشورهای جهان هم دارای درک کاملاً شفاف و یکسان مثلاً از مفهوم «آفساید» با سایر مردمان جهان هستند خوشحالند و از این بابت پروژه جهانی سازی فوتبال را موفق ارزیابی می کنند.
پس در مفهوم ورزش به مثابه یک نهاد، ورزش هم می تواند تأثیرپذیر باشد و هم تأثیرگذار. اما آنچه از وضعیت فرهنگی ورزش ایران در سال های اخیر برداشت می شود این است که ورزش در سال های اخیر ارزش های غربی سازمان های بین المللی ورزش را که در قالب استانداردها، قوانین و رویدادهای ورزشی عرضه می شود را به بهترین شکل پذیرفته و از آن طرف هرگز از دخالت نهادهای سیاست، مذهب، رسانه و غیره نیز مصون نمانده است. نهاد ورزش در ایران مانند کودکی است که دست و پایش از یک طرف و دو پایش از طرف دیگر در حال کشیده شدن است و داد و فریادش در میان هیاهوی رسانه ای گم شده است. در این میان ارزش های ذاتی و اخلاقی خود را نیز از دست داده و چون قرابتی بین ریشه های تاریخی خود با مدرنیته غربی احساس نمی کند، عملاً غیر از تحقق عینی صنعت فرهنگی، یعنی سرگرم­سازی مردم از طریق ستاره ها و مسابقات ورزشی، نیازسازی کاذب و در نهایت جلب رضایت نهاد سیاست و تأمین منویات سرمایه داری، دستاوردی دیگری برای فرهنگ جامعه نداشته است. به اعتقاد من، بازی جوانمردانه، احترام و واژه های این چنینی سازمان های ورزشی بین المللی و بعضاً ملی، صرفاً شعارهای زیبایی هستند که در عمل کاربرد خود را از دست داده اند. در گذشته های دور، خانواده ها کودکانشان را به مربیان و تیم های ورزشی می سپردند تا به کمک ارزش های اخلاقی و ذاتی ورزش، انسان های بهتری برای جامعه تربیت کنند. امروز متأسفانه باید چنین گفت؛ که اگر نگران تربیت و اخلاق فرزندانتان هستید، ورزش را فراموش کنید. در این معنا ورزش ابزاری است که اهداف دیگری غیر از سلامت، نشاط و نیازهای اخلاقی شما و فرزندانتان را تأمین می کند و این تفکر متأسفانه به ورزش های همگانی و تربیتی نیز رسوخ کرده است. موضوعی که در یادداشت آتی به آن خواهم پرداخت.
  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 153 بار   |   دفعات چاپ: 78 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع Dr. Reza Shajie Official Website
Persian site map - English site map - Created in 0.041 seconds with 847 queries by yektaweb 3471