[صفحه اصلی ]   [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره من :: عضویت در پایگاه :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره من::
یادداشت های من::
وب نوشت::
اخبار و اطلاع رسانی::
تالار افتخارات::
سوابق اجرایی::
پژوهش ها::
کتاب ها::
در رسانه ها::
نقد و معرفی کتاب::
گالری::
دانلود فایل::
بانک پاورپوینت::
کتاب الکترونیک::
فوتبال و جامعه::
ورزش و محیط زیست::
پیوندها::
ارتباط با من::
تسهیلات پایگاه::
عضویت در پایگاه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
:: پزشکِ مهندس، مهندسِ پزشک ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۶/۱۲/۳ | 
پزشکِ مهندس، مهندسِ  پزشک

هادی آقازاده

آلتشولر، بنیانگذار «تئوری حل نظام مند مسئله» یا TRIZ در دفتر ثبت اختراع شوروی کار می کرد و کارش بررسی اسناد ثبت اختراع بود. در تسلسل همین بررسی ها متوجه شد که بسیاری از قوانین اختراع در صنایع مختلف تکرار می شوند به گونه ای که مثلا یک مسئله ای که در مهندسی کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد، بعد از سال ها در علم شیمی منجر به ارائه ی رویکردی جدید می شود. روشی که اگر دانشمندان علم شیمی از آن آگاهی داشتند، قطعا اختراع آنها بسی زودتر ممکن می شد.
دنباله ی این ایده با بررسی 200 هزار سند ثبت اختراع منجر به پیدایش TRIZ شد که هم اکنون رویکرد اصلی نوآوری سامسونگ و بسیاری از صنایع دیگر است. رویکردی که کارش تسریع فرآیند نوآوری است و من یکی دو سالی در محضر اساتید این رشته در ایران از جمله مهندس محمود کریمی، خانم دکتر سارا سلیمی نمین و سید علیرضا کاشی زاد نازنین، تلمذ کردم این تئوری را و بعد ها دور ماندم از اصل خویش و امید که روزی باز جویم روزگارِ وصل خویش...
القصه...
کمی ماشین زمان را هم عقب بکشیم می بینیم در گذشته (مثلا همین ایران خودمان) یک نفر اگر می خواست دانشمند شود، باید اول قرآن را یاد می گرفت، بعد تفسیر آن را، بعد زبان عربی، فلسفه، علم منطق، پزشکی، ستاره شناسی، شیمی و ...و بعد تازه شروع می کرد به تأمل در باب یک موضوع و حوزه خاص . نکته بعد این بود که امتحانی در کار نبود. استاد هم نگران یاد گرفتن شاگردش نبود. این شاگرد بود که استاد را انتخاب می کرد و خود در پی آواز حقیقت، زانوی ادب جلوی استاد زمین می زد و تلمذ می کرد و هر وقت احساس می کرد استاد به تکرار افتاده راهش را می کشید و می رفت
اما امروزه روز اگر کسی می خواهد انسان علمی مثلا در حوزه مهندسی باشد، همان اول می گویند باید انتخاب کنی: بین تجربی، ریاضی فیزیک و یا علوم انسانی
از همین جا فرآیند انشقاق شروع می شود و تا وقتی به فارغ التحصیلی دانشگاه می انجامد، عملا هیچ یک از ما شناختی از رشته ها و حتی مقدمات بدیهی رشته های دیگر نداریم. بماند که شناخت از رشته خودمان هم نداریم.
در ایران این فرآیند در میان رشته علوم پزشکی که تحت نظر وزارت بهداشت است با وزارت علوم دیگر به شکاف شبیه نیست که به یک گسل شبیه است.
من یک نوآموز نظام سلامت هستم ولی با همین مشاهدات اندک بعضی وقت ها کفری می شوم که چرا بسیاری از مسائلی که برای علوم پزشکی ها لاینحل می نماید، در دنیای مهندسی حل و فصل شده و همین طور برای مهندسی ها، بسیاری از ایده ها قابل استخراج از علوم پزشکی هاست.
نمی دانم کدام پدر صلواتی بانی جدا کردن علوم پزشکی با مهندسی و دیگر رشته های وزارت علومی شده ولی انصافا شایسته است فرشتگان بر صورت وی تف کرده و خداوند شخصا دهن او را مورد عنایت قرار دهد
به هر حال نباید فراموش کنیم که دنیای امروز دوباره از رویکرد «تجزیه و تحلیل» یا Analysis به رویکرد ترکیب یا Synthesis برگشته است و این یعنی مسئله ای حل نمی شود مگر با تیم. تیمی که از همه تخصص ها در آن حضور داشته باشند
یک توصیه را از برادرتان (هادی آقازاده) که او هم از استاد مصطفی ملکیان قرض گرفته، بشنوید و پای بند عملش باشید و آن اینکه:
بدون توجه به رشته تخصصی و کاری، هر انسانی باید مقدار مکفی از «فلسفه»، «روان شناسی» و «ادبیات» بداند. خوشبختانه هر سه این ها در رمان قابل حصول است. پس رمان زیاد بخوانید تا زندگی آزموده شده (به تعبیر سقراط) را بی آنکه خودتان بیازمایید و در لجن زارش گرفتار آیید، زیست کنید.
  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA code
::
دفعات مشاهده: 1030 بار   |   دفعات چاپ: 72 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع Dr. Reza Shajie Official Website
Persian site map - English site map - Created in 0.04 seconds with 40 queries by YEKTAWEB 3755