[صفحه اصلی ]   [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره من :: عضویت در پایگاه :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره من::
یادداشت های من::
وب نوشت::
اخبار و اطلاع رسانی::
تالار افتخارات::
سوابق اجرایی::
پژوهش ها::
کتاب ها::
در رسانه ها::
نقد و معرفی کتاب::
گالری::
دانلود فایل::
بانک پاورپوینت::
کتاب الکترونیک::
فوتبال و جامعه::
ورزش و محیط زیست::
پیوندها::
ارتباط با من::
تسهیلات پایگاه::
عضویت در پایگاه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
:: این ابومسلم یاغی ... ::
 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۷/۱/۱۹ | 
این ابومسلم یاغی ...
 
رضا شجیع
 


ابومسلم خراسانی برای خراسانی ها بیش از آنکه یادآور یک شخص خاص باشد، یادآور یک تیم فوتبال با پیشینه ای پنجاه ساله است. تیمی که از سال 1349 کار خود را در زمین های خاکی مشهد آغاز نمود و همراه با رشد فوتبال در این خطه پر استعداد، مسیر ترقی خود را طی نمود. در این میان هواداران پر شماری را به سمت خود جلب کرد و توانست جایگاهی مهمی برای خود دست و پا کند. فرایند هویت سازی این تیم تصادفاً هوشمندانه بود و توانست با خلق معنا در نزد خراسانی ها، به هویت و تاریخچه فوتبال خراسان تبدیل شود. قبل از تشریح این فرایند هوشمندانه هویت سازی، اجازه دهید نکاتی را در مورد ابومسلم خراسانی بیان کنم. ابومسلم خراسانی، شخصیت تاریخی شجاع و جنگجویی است که در مورد او یک روایت کلی وجود دارد. کسی که خلافت را از امویان گرفت و دو دستی تقدیم عباسیانی کرد که آنها هم در برخورد با شیعیان و امامان معصوم مثل امویان عملکرد قابل قبولی نداشتند. روایت دیگر در مورد ابومسلم خراسانی این است که از او به عنوان ایرانی وطن پرستی یاد می شود که تاثیرش بر نظام سیاسی آن زمان غیرقابل انکار است و حداقل تأثیرش این است که اقتدار ایران را در ساختار سیاسی عصر خود افزایش می دهد. نکته دیگر روایت هایی است که بیانگر مخالفت آشکار امامان وقت از جمله امام صادق (ع) با رفتارها و فعالیت های ابومسلم خراسانی است؛ بدین صورت که ایشان هرگز با قیام ابومسلم همراهی نکرد و شیعیان را از شرکت در قیام مسلحانه وی به انگیزه خونخواهی اهل بیت، منع فرمود. بر این اساس، به نظر می رسد دو روایت متضاد در مورد ابومسلم خراسانی وجود دارد؛ اول مخالفت صریح امامان وقت با رفتارها و تصمیم های او و دوم؛ حرکت های وطن پرستانه ابومسلم خراسانی به منظور مخالفت با هر دو گروه خلفای اموی و عباسی است که در نهایت زمینه قتل او به دست منصور عباسی را فراهم می کند. به عبارت ساده تر؛ ابومسلم خراسانی کسی است که به علت همراهی با عباسیان، حمایت شیعیان را از دست می دهد و در نهایت توسط خود عباسیان کشته می شود.
همین چند خط کوتاه در مورد این شخصیت تاریخی کافی است تا چهره متمایز، ناهمگون و البته رمزآلود وی که با جنگاوری نیز عجین شده نمایان شود. اکنون اجازه دهید؛ ابومسلم خراسانی را با این ارجاع تاریخی مبهم و رمزآلود در بستر فوتبال بررسی کنیم و به این سئوال پاسخ دهیم که چرا هنوز فوتبال دوستان مشهدی، در ورزشگاه ها ابومسلم را فریاد می زنند و او به این راحتی ها فراموش نمی شود؟ ضمن اینکه انتخاب نام سیاه جامگان (یاران ابومسلم خراسانی) به جای نام ابومسلم که پس از اعتراض آیت الله خاتمی رخ داد، اتفاق عجیب دیگری بود که بر ضرورت تحلیل نشانه شناختی این واژه از منظر هواداران فوتبال تأکید می کند.
پیراهن این تیم به پیروی از یاران ابومسلم خراسانی (سیاه جامگان) مشکی انتخاب می شود که خطوطی قرمز رنگ (نماد خون) بر روی آن نقش بسته است. از منظر نشانه شناختی، زمین فوتبال به مثابه میدان جنگی است که می تواند زمینهء فوران و یا تبلور هویت هواداران را فراهم نماید. در این حالت هوادار، خود را از نقش هایی که اجتماع به او تحمیل کرده آزاد می کند، به اصطلاح نقاب را برمی دارد و خودش می شود. در اینجا نقش رنگ ها از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود. رنگ هایی که در این میدان نمادین، هواداران و تماشاگران را به تاریخ باشگاه، شکست ها و موفقیت ها ارجاع می دهند و هدف هوشمندانه معناسازی برای هواداران را به خوبی دنبال می کنند. در اینجا دیگر نام باشگاه صرفاً بر نام یک شخصیت تاریخی دلالت ندارد، بلکه ویژگی های تاریخی شخصیت (آنچه از این شخصیت در ذهن هوادار کلیشه سازی شده) با تاریخ و افتخارات باشگاه پیوند خورده و در نهایت مفهوم متفاوتی را برای هوادار خلق می کند، بدین معنا که باشگاه ابومسلم در ذهن هوادار به نمادی از خونخواهی، شجاعت، جنگاوری و غیره تبدیل شده و هر مسابقه، جنگی است که هواداران به دنبال به زیر کشیدن ظلم و کسب پیروزی در یک میدان نمادین هستند، میدانی که جنگیدن مهمتر از پیروزی است و کسانی که مخالف این گزاره هستند، بی تردید فوتبال را به خوبی نمی شناسند. نکته مهم دیگر، فرصت هواداری فوتبال برای ریشخند و نقد فرهنگ رسمی است. با آغاز هر مسابقه، گویی سیاه جامگان بر صحنه نمایش ظاهر می شوند و جنگی نمادین در می گیرد. در این حالت هوادار هم بازیگر است و هم تماشاگر، هم سوژه است و هم ابژه و این دوگانه جذاب، به زیباترین شکل ممکن تجلی می یابد. به قول آیت الله علم الهدی؛ «ابومسلم یک انسان جانی، بی‌باک و بی‌بندوبار بود» و موضوع اینجاست که به شکلی نمادین، جانی بودن، بی باک بودن و حتی بی بند و بار بودن، تصویری جذاب از یک هوادار دو آتیشه و یک بازیکن متعصب فوتبال است. دقت کنید که اینجا همه چیز نمادین است و در این بازی نمادگونه که ماموریت تخلیه هیجانات و خشونت نهفته در انسان را نیز دنبال می کند، این ویژگی ها ویژگی های بدی نیستند، البته اگر از سطح نماد و نشانه خارج نشوند.
اکنون نکته اینجاست؛ حذف نام ابومسلم (چه درست، چه غلط) از پیشانی یک تیم فوتبال، به معنای حذف بخش اعظمی از نمادسازی هوشمندانه است که در یک بستر تاریخی شکل گرفته است. چیزی که سرمایه غیرملموس یک باشگاه محسوب شده و کمتر تیمی در ایران، دارای چنین ارجاع تاریخی عمیقی است. به نظر می رسد باشگاه مشکی پوشان به شکلی ضعیف و ناهمگون قرار است این ارجاع تاریخی را در غیاب نام ابومسلم خراسانی و سیاه جامگان نمایندگی کند و اینکه فوتبال دوستان خراسانی، هنوز که هنوز است این نام را در ورزشگاه ها فریاد می زنند.  اینکه شخصی به نام علی «عباسی» مدیرعامل این باشگاه است، طنز جدی و معنی داری است که در دکان هیچ افسانه سرایی یافت نمی شود.
  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA code
::
دفعات مشاهده: 2850 بار   |   دفعات چاپ: 173 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع Dr. Reza Shajie Official Website
Persian site map - English site map - Created in 0.04 seconds with 41 queries by YEKTAWEB 3792