[صفحه اصلی ]   [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره من :: عضویت در پایگاه :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره من::
یادداشت های من::
وب نوشت::
اخبار و اطلاع رسانی::
تالار افتخارات::
سوابق اجرایی::
پژوهش ها::
کتاب ها::
در رسانه ها::
نقد و معرفی کتاب::
گالری::
دانلود فایل::
بانک پاورپوینت::
کتاب الکترونیک::
فوتبال و جامعه::
ورزش و محیط زیست::
پیوندها::
ارتباط با من::
تسهیلات پایگاه::
عضویت در پایگاه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: رقص فاجعه ::
 | تاریخ ارسال: 1399/1/10 | 
رقص فاجعه 

رضا شجیع

پدرم علایم کرونا داشت اوردیمش بیمارستان:
حالا سه ساعته داره با پرستارها میرقصه.
هر چی به اش میگم اگر حالت خوبه بیا بریم خونه.
میگه بچه، نمبینی دارم میمیرم!

این متن صرفا یک جوک ساده نیست، گزاره ای است که وضعیت بحرانی و متناقض روان جامعه ایرانی را با دقت هر چه تمام تر به تصویر می کشد:
- انسان ایرانی در  مه بزرگ می شود، در مه زندگی‌ می کند و در نهایت در مه می میرد. چشم انداز او طی قرن ها محدود بوده و از قضا «فاجعه» مهمان همیشگی اش بوده است. اما آنچه برایش آزاردهنده است؛ رویارویی و جدال با دشمنی است که نمی بیند؛ به شدت علاقه مند است پدیده ها را برای درک و برقراری ارتباط به ساحت نمادین وارد کند. به همین دلیل است که تصویر کرونا در کوتاه ترین زمان ممکن به شکل ایموجی های سبز رنگ و اشکال مختلف کاریکاتوری پدیدار می شود؛ اما او آرام نمی شود؛ کسی یا چیزی واقعی تر و ملموس تر باید پیدا شود که تقاص این وضعیت که همانا «خروج هویت از وضعیت آرمانی» و «بحران بقا» است را پس دهد؛ پس نماد به نمادی دیگر ارجاع داده می شود، چین، هواپیمایی ماهان، رییس جمهور، وزیر بهداشت و ... مقصران نمادینی هستند که مرتب ذهن ما آنها را جستجو کرده و برای آرام سازی استفاده می کند. در حقیقت واکنش های سریع و هیجانی برای تولید و انتشار محتوا و بویژه جوک، واکنش های تدافعی ما برای درک و سازگاری با وضعیت جدید هستند؛ وضعیتی که فرایند سازگاری اش بر خلاف بحران های مشابه پیشین خیلی زود تمام نمی شود.
- بحران بقا و وضعیت ناشناخته هویتی از این منظر که تصویر آرمانی و خیالیمان را دچار خدشه کرده، بسیار دردناک است. چرا که یادآور دوره ای است که کنترل اوضاع به مانند یک  نوزاد از دستمان خارج بود و ما صرفا تماشاگرانی ناتوان بودیم و این  مادر بود که با آغوشش ما را آرام می کرد. اینجاست که می توان مواجه  ما با «فقدان بزرگ» را تحلیل کرد. به حجم تولید و انتشار تصاویر فانتزی گونه در فضای مجازی توجه کنید؛ فانتزی هایی که از فقدان های ما ریشه می گیرند؛ مثال: «یک روزی باز هم دستهای هم رو میگیریم، این بار با مهر بیشتر ...» در این وضعیت تو گویی  کرونا زمینه فراخوان زنجیروار فقدان های جمعی را فراهم کرده است. بویژه برای کسانی که هویتشان در  جمع تقویت می شود. نکته دیگر اینکه بسیاری از این فانتزی ها ربطی به  کرونا ندارد؛ بلکه روایتگر روان ضربه های حقیقی ما در جهان فردیت زده هستند.
کرونا پس برایمان حاوی دستاوردی اجباری است؛ اینکه مجبورمان کرد زندگیمان را در سطحی فراتر از خود و اطرافیانمان تفسیر کنیم. چیزی که تا قبل از این تصورش غیرممکن بود. یعنی اکنون ما برای بقا مجبور به حفظ بقای دیگری ناشناخته، غیر مهم و حتی دوست نداشتنی هستیم. کرونا ما را در مورد گزاره «همه در یک قایق هستیم» شیرفهم کرد.
- اما کرونا در نهایت به خاطر خاصیت مرگبارش این قابلیت را داشته و دارد که از منظر نمادین با مرگ همتراز شود و خود را با جهان معنایی «مرگ» پیوند دهد. اینجاست که غریزه زندگی بیدار شده و لذت و درد با یکدیگر همنشین می شوند (درک تجربه ژوئیسانس). بنابراین تصویر رقص پرستار در بیمارستان، نه تصویر سربازی در خط مقدم که تصویر تولد و برخواستن دوباره سیمرغ سپید از دل آتش و رنج و درد است. تصویری که انسان ایرانی تا نسل های متمادی فراموش نخواهد کرد.
  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 289 بار   |   دفعات چاپ: 34 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع Dr. Reza Shajie Official Website
Persian site map - English site map - Created in 0.04 seconds with 42 queries by YEKTAWEB 4162