[صفحه اصلی ]   [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره من :: عضویت در پایگاه :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره من::
یادداشت های من::
وب نوشت::
اخبار و اطلاع رسانی::
تالار افتخارات::
سوابق اجرایی::
پژوهش ها::
کتاب ها::
در رسانه ها::
نقد و معرفی کتاب::
گالری::
دانلود فایل::
بانک پاورپوینت::
کتاب الکترونیک::
فوتبال و جامعه::
ورزش و محیط زیست::
پیوندها::
ارتباط با من::
تسهیلات پایگاه::
عضویت در پایگاه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: دو بار می میریم؟ ::
 | تاریخ ارسال: 1399/1/10 | 
دو بار می میریم؟

رضا شجیع



نود درصد اپیزود سوم فیلم جان ویک به زد و خورد می گذرد؛ زد و خوردهای اغراق شده ای که اجازه یک لحظه نفس کشیدن را به مخاطب نمی دهند، «جان» که یک قاتل حرفه ای است، بنا به دلایلی، خود در فهرست کشتار یک فرقه ماسونی قرار گرفته و چهارده میلیون دلار هم برای سرش جایزه تعیین شده است. او که خودش پیش از این در خدمت فرقه بوده، با تمام وجود تلاش می کند خود را از دست قاتلان حرفه ای که یکی دو نفر هم نیستند رها کند. بنابراین به دنبال یافتن راهی برای دیدار با رییس فرقه و گرفتن یک فرصت دوباره است. در نهایت این امکان را پیدا می کند که با «الدر» رییس فرقه ماسونی ملاقات کند. به نظر می رسد که این سکانس از اهمیت بسیار ویژه ای برخوردار است؛ جایی که «الدر» مهمترین سوال فیلم، و البته مهمترین سوال بشر را خطاب به «جان» مطرح می کند: پاسخ پیش پا افتاده، سطحی و خودخواهانه «جان» می تواند به قیمت جانش تمام شود.

- الدر: چرا انقدر دنبال زنده موندنی؟
- جان: به خاطر همسرم؛ میخوام زنده بمونم تا یاد و خاطرش رو زنده نگه دارم.

جمله «جان» از این منظر برای ما و «الدر» جذاب است که معتقد است؛ مرگش، باعث مرگ خاطرات همسرش می شود و اوست که با زنده نگه داشتن خود، خاطره همسرش را نیز زنده نگه داشته است. این گزاره، نماینگر وضعیتی است که از آن می توان به عنوان بحران_نشانه نام برد. معنا وابسته به دال غایبی است که برای «جان» یک دنیا و برای «الدر» تنها یک جمله ساده است. از این روست که «الدر» از او می خواهد با هدیه ای وفاداری اش را ثابت کند. «جان» انگشتی که حلقه ازدواجش در آن قرار دارد را قطع می کند، حلقه ازدواج را خارج کرده و به «الدر» تقدیم می کند. حلقه نشانه عینی پیوند جان با همسر مرحوم خویش است. نشانه ای که حالا برای رییس قبیله قابل قبول است و او با دریافت نمود بیرونی خاطرات «جان»، در حقیقت نه یک انگشتر، که یک عمر خاطره (معنا) را تصاحب کرده است. «جان» با این هدیه، هم فرصتی دوباره دریافت می کند و هم این فرصت را می یابد که خاطرات همسرش (در حقیقت همسرش) را از مرگ دوباره نجات دهد.
پیام جان ویک برای ما واضح است؛ انسان ها دو بار می میرند؛ یک بار با جسمشان، و دیگر بار با محو شدن خاطراتشان.
  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 627 بار   |   دفعات چاپ: 72 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع Dr. Reza Shajie Official Website
Persian site map - English site map - Created in 0.04 seconds with 40 queries by YEKTAWEB 4227