[صفحه اصلی ]   [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره من :: عضویت در پایگاه :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره من::
یادداشت های من::
وب نوشت::
اخبار و اطلاع رسانی::
تالار افتخارات::
سوابق اجرایی::
پژوهش ها::
کتاب ها::
در رسانه ها::
نقد و معرفی کتاب::
گالری::
دانلود فایل::
بانک پاورپوینت::
کتاب الکترونیک::
فوتبال و جامعه::
ورزش و محیط زیست::
پیوندها::
ارتباط با من::
تسهیلات پایگاه::
عضویت در پایگاه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: حراج معرفت در سنگر مجازی ::
 | تاریخ ارسال: 1399/12/20 | 
حراج معرفت در سنگر مجازی

رضا شجیع



«سرگرمی چشم چرانانه» ایدیٔولوژی اصلی اینستاگرام است. مهم نیست چه چیزی یا از چه منظری به تصویر کشیده می‌شود، فرض کلی این است که به‌ خاطر لذت و سرگرمی ما به وجود آمده است. اما برای اینکه اثرگذاری اش حداکثری شود به کمی هم «جدیت» نیازمند است؛ مرز مشترک «سرگرمی و جدیت» مرزی است که به خوبی توسط پدیده جدید اینستاگرام سهیل سنگرزاده شناسایی شده است. او احتمالا آخرین حلقه از فهرست نه چندان بلند کاراکترهای مورد نیاز ما برای تکمیل یک ایدیٔولوژی مجازی است که اتفاقا از همه آنها مهم تر و حساس تر است؛ چرا که بعد معنوی ما را هدف قرار داده است.

از بعد نشانه شناختی؛ او زیٔوس وار در بهشت رویای آمریکایی (کالیفرنیا به مثابه کوه المپ) ایستاده و بندگان زمینی اش را موعظه می کند. ریش بلند، لبخند ملیح، لحن رحیمانه و آن زنجیر طلایی منقش به کلمه «اوس کریم» کاراکتر شبه مذهبی سنگرزاده را تکمیل کرده است. اما اندام متناسب، زندگی و ماشین لاکچری او بخش بسیار مهم این دوگانه «جدیت - سرگرمی» است.

در مورد سنگرزاده و تکنیک های اثرگذاری اش می توان کتاب ها نوشت؛ چندی پیش در یکی از همایش های بزرگ انگیزشی تهران شرکت کرده بودم؛ سخنران که از بزرگان مهندسی موفقیت (به قول خودش) بود، هر چند دقیقه یک بار تصاویری از ویلا و ماشینی فوق لاکچری را در مناطق کوهستانی کالیفرنیا را به حضار نشان می داد و از آنها میخواست با تمام وجود خود را در آنجا تصور کنند؛ جمله استاد هنوز در گوشم طنین انداز است؛ «چرا اینها برای شما نباشد؟» از آن سخنرانی فوق توهمی که بگذریم؛ سنگرزاده خود تجلی واقعی این رویاست؛ او دیگر فیلم به ما نشان نمی دهد؛ خود در همان ویلای فوق لاکچری‌ نشسته و برای ما از «اوس کریم» می گوید؛ با کلمات دوستانه و لحنی رفاقتانه که این روزها کمی کم یاب است؛ «ردیفی رفیق؟»

سنگرزاده، نیروی محرکه‌ جذب مخاطبش را مدیون این است که وانمود می‌کند سرگرمی محض نیست، بلکه پیامبروار حامل پیامی بسیار مهم است. حرف هایش مرز بین انگیزه و معنویت را با دقت تمام تار و نامشخص می‌کند، و در خلال این تاری، دست روی نقاط ضعفمان می گذارد؛ مهمترینش؛ نیاز به موعظه و پند و اندرز در جهانی که نهادهای‌ اجتماعی با سرعت نور در حال از دست دادن اعتبارشان هستند. در چنین موقعیتی استاد سنگر‌ به مثابه شبه مذهب مجازی، می تواند با حراج معرفت عامه، ادعای جایگزینی با نهاد مذهب را داشته باشد.

همه ما بارها این وضعیت را تجربه کرده ایم؛ در محیطی نشسته ایم که به یکباره موزیکی پخش می شود، برخی از ما از پخش شدن آن به وجد می آییم، برخی به یاد خاطراتمان افتاده، خوشحال و یا ناراحت شده و ممکن است محل را به خاطر پخش آن موزیک ترک کنیم. و البته برای گروهی دیگر ، این موزیک حاوی هیچ حس خاصی نیست. در حقیقت «معنا» از برقراری پیوند میان محتوای تولید شده با ساختار ذهن ما (خودآگاه و ناخودآگاه) شکل می گیرد و به همین دلیل است که اساسا ما با یک محتوا و در کنارش با n تعداد معنا مواجه هستیم.

همین موضوع در مورد محتوای صفحه سهیل سنگرزاده هم جاری است. شما می توانید طرفدار حرف هایش و من می توانم مخالف آن ها باشم. چراکه حرف های او مانند همان «موزیک» مورد اشاره می تواند زمینه ساز خلق معنا و فراخوان بی نهایت احساس متفاوت در مخاطبان میلیونی اش شود که البته این هنر اوست. نقد بنده در قسمت اول این نوشتار ربطی به درستی یا نادرستی محتواهای تولیدی این شخص و البته خوبی یا بدی این شخصیت نداشت. نقد من از جایی آغاز شد که این گزاره را مطرح کردم: «وایرال شدن سنگرزاده در فضای مجازی و گرایش نوجوانان و جوانان به این شخصیت، حاوی نکاتی برای ماست و موشکافی در علل این گرایش ها، می تواند ما را با مختصات و ساختار روانی - اجتماعی جامعه ایران در مواجهه با پدیده های مجازی آشنا کند».

اما سنگرزاده در جایی از هم کیشان مجازی اش نظیر مختاری و پارسا و تتلو مهم تر می شود که به قلمرو ایدیٔولوژی پا می گذارد. او تلاش می کند خودش را اصلاحگرِ باورهای ما (ایدیٔولوژی ما) جلوه دهد؛ در واقع او فعال‌ساز ایدیٔولوژی است. در این بین مخاطب از خودش نمی‌پرسد «چرا به این باور دارم؟».شاید با خود بگویید این یک روش آموزشی دیرینه در فرهنگ آمریکاست که از طریق «ان ال پی»، «سی بی تی» و دیگر روش های شناختی، و با چاشنی لفاظی های سرگرم کننده در حال اثرگذاری بر مخاطبان و تغییر باورهای اشتباه آنهاست، که در پاسخ خواهم پرسید؛ معیار تشخیص اشتباه بودن یا نبودن یک باور چیست؟ باورهای جدیدی که قرار است جایگزین شوند چه ویژگی های دارند و ...

دردناک ترین بخش رویارویی با یک «فعال ساز ایدیٔولوژی»، تفکر در مورد این موضوع است که نکند «فریب» بخوریم، ‌و نکند این حال خوبمان، گذرا و لحظه ای باشد؟ احتمالا خواهید گفت؛ سخت نگیر و بگذار حالمان با جان جانان مجازیمان خوب باشد. من مشکلی ندارم؛ فقط حرفم این است؛ چه خوب که مواجهه شما «آگاهانه و نقادانه» باشد؛ همین.
  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 824 بار   |   دفعات چاپ: 39 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع Dr. Reza Shajie Official Website
Persian site map - English site map - Created in 0.03 seconds with 40 queries by YEKTAWEB 4331