پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع- وب نوشت
زیباترین شش دقیقه در تاریخِ سینما

حذف تصاویر و رنگ‌ها  | تاریخ ارسال: ۱۳۹۶/۱۲/۱۰ | 
زیباترین شش دقیقه در تاریخِ سینما

جورجو آگامبن
ترجمه‌ی: کامران برادران

سانچوگانزا، در جستجوی دن کیشوت، وارد سینمایی در یک شهرستان می‌شود. کمی بعد، او را می‌یابد که گوشه‌ای نشسته و به پرده‌ی نمایش خیره شده است. تماشاخانه تقریباً مملو از جمعیت است؛ بالکن- که نوعی تراس غول‌پیکر است- مملوست از بچه‌های شلوغ و پرسروصدا. سانچو، پس از چندین تلاش ناموفق برای رسیدن به دُن کیشوت، با اکراه روی یکی از صندلی‌های پایینی، کنار دختربچه‌ای (دولسینا؟)، می‌نشیند. دخترک به او آب‌نبات چوبی تعارف می‌کند. نمایش شروع شده است؛ فیلمی تاریخی. بر روی پرده، شوالیه‌های زره‌پوش بر اسبان خود می‌تازند. ناگهان، زنی ظاهر می‌شود؛ او در خطر است. دُن کیشوت ‌ناگاه برمی‌خیزد، شمشیر خود را از نیام می‌کشد، به سوی پرده می‌شتابد و با یورشی چند شروع به پاره‌پاره کردن آن می‌کند. زن و شوالیه‌ها هنوز بر روی پرده دیده می‌شوند، اما شکاف سیاهی که دُن کیشوت در آن ایجاد کرده بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شود و تصاویر را سنگدلانه در کامِ خویش فرو می‌برد. در پایان، چیزی از پرده باقی نمی‌ماند جز چارچوبی که آن را نگاه می‌دارد. تماشاگرانِ خشمگین سالن را ترک می‌کنند اما در بالکن، کودکان با شور و شوق به هلهله‌ی خود برای دُن کیشوت ادامه می‌دهند. تنها دخترکی که پایین نشسته با نارضایتی به او نگاه می‌کند.
با خیال‌پردازی‌هایمان چه باید بکنیم؟ آیا باید دوست‌شان بداریم و باورشان کنیم تا آنجا که ویرانشان سازیم و آن‌ها را دروغین بخوانیم (این چه‌بسا معنای فیلم‌های اورسون وِلز باشد)؟ اما در پایان، زمانی که آن‌ها از ذاتِ ارضانشدنی و پوچ خود پرده بردارند، زمانی که پوچی آنچه را از آن ساخته شده‌اند به نمایش می‌گذارند، تنها آن زمان است که می‌توانیم تاوان حقیقت‌شان را بپردازیم و دریابیم که دولسینا - آن که نجاتش داده‌ایم- نمی‌تواند دوستمان بدارد.


* این مقاله ترجمه‌ای است از :
Giorgio Agamben –The Six Most Beautiful Minutes in the History of Cinema, in Profanations,P 93- 94 Zone Books Press, 2007.
نشانی مطلب در وبگاه پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع:
http://shajie.ir/find.php?item=1.38.880.fa
برگشت به اصل مطلب