پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع- وب نوشت
آیا خانم النکا سیمیونونا الگوی برخی مدیران ماست؟

حذف تصاویر و رنگ‌ها  | تاریخ ارسال: ۱۳۹۷/۱/۲۱ | 
آیا خانم النکا سیمیونونا الگوی برخی مدیران ماست؟

بابک خطی

"النکا سیمیونونا " شخصیت یکی از داستانهای آنتون چخوف است که هیچ رای و نظر و مستقلی از خود ندارد و باید مدام پیرو ، تاسی کننده و تقدیس گر فرد دیگری باشد. وقتی النکا با همسر اول خود "کوکین"که در کار نمایش است ازدواج می کند تمام زندگی اش به بازتاب سخنان و پرستش اندیشه های همسرش و حول و حوش تئاتر ،اصالت نمایشنامه نویسی ،تاسف از نبود فرهنگ اقبال به تئاتر توسط مردم می تبدیل می گردد. دست روزگار اما باعث می شود کوکین در یک سفر کاری فوت کند و النکا را در شوک فرو ببرد و از همه عجیب تر اینکه او دیگر نظری در هیچ موردی ندارد. دیری اما نمی گذرد که النکا با صاحب یک انبار چوب به نام "پوستوالف " آشنا می شود و کار به ازدواج می انجامد و از آن پس است که فکر و ذکر از صبح تا شام النکا به صنعت چوب ،کسادی بازار آن و دردسرهای خرید و فروش چوب و ...متمرکز می شود. او تمام وقت و زمانش را به تقدیس و توجیه اعمال همسرش اختصاص می دهد و حتی وقتی دور و بری ها از پرهیز این زوج خوشبخت از تفریحاتی مثل شرکت در تئاتر یا کنسرت سوال می کنند النکا با قاطعیت از پوچ و بی معنی بودن چیزهایی مثل تئاتر و غیر آموزنده بودن آن داد سخن می دهد. روزگار اما باز هم با بیمار شدن پوستوالف و مرگ او بعد از مدتی با النکای بیچاره معامله بی رحمانه ای دارد.
تا اینکه بعد از مدتی رابطه النکا با یکی از آشنایان قدیمی که دامپزشک جوانی به نام "اسمیرنین" است گرم و صمیمی می شود و بعد از آن اندیشه و ورد زبان النکا در همه جمع ها ،دامپزشکی،لزوم مایه کوبی دام ها ،وضع غیربهداشتی کشتارگاه ها ،شیوع سل و طاعون و...می گردد.
او آنقدر در تقدیس شغل و افکار اسمیرنین پیش می رود که حتی موجبات شرمندگی او را در جمع همکارانش باعث می شود.
به نظر می رسد وضعیت "برخی" مشاورین، معاونین ، مسوولین روابط عمومی،مدیران میانی و...در ساختارهای اداری ما به روش النکا سیمیونونا شبیه باشد؛
آنها از سازمان فلان با پست مشاور به سازمان بهمان با پست معاون و از آنجا به سازمان بعدی با پستی جدید و...می روند و در همه این موقعیت ها به جای ارائه راهکار یا انتقاد موجد بهبود سیستم ،تنها به تقدیس و توجیه اقدامات و برنامه های مقام بالادست خود مشغول می شوند و علاقه دارند سیستم را به روش احسنت ،باریکلا برای مدیر ارشد پیش ببرند.
البته حتما باید سوی دیگر ماجرا را هم دید ؛اینکه مدیران ارشد چه کسانی در اطراف خود به عنوان معاونین و مشاورین و...جمع می کنند ،آیا اراده ای بر انتخاب افراد کاردان و صاحب علم تجربه و اصلاح اشکالاتی که ممکن است در منویات ذهنی آنان به حکم انسان بودن وجود داشته باشد را دارند یا برخی از آنها اعتماد به نفس کاذب ناشی از حضور افراد مدیحه سرای بله قربان گو را در حلقه اطرافشان ترجیح می دهند.
رفتار النکایی و توسعه آن در کل از پاشنه های آشیل توسعه است چرا که اطراف یک مدیر ارشد را ،به جای افراد صاحب اندیشه و منتقدان دلسوز با افراد بله قربان گو و مدیحه سرا پر می کند و مانع از این می شود تا برنامه ها و طرح ها به روال علمی و کارشناسی بررسی و چکش کاری شوند.
نتیجه ی چنین رویکردی اگر شیوع یابد و در سطح کلان باعث هدر رفت سرمایه های ملی کشور در انجام طرح های ناپخته و هنوز بالغ نشده ای می گردد که چه بسا اهداف عالی در بدو پیدایش خود داشته اند اما به دلیل عدم تغییرات و اصلاح مناسب نه تنها یار شاطری برای بهبود توسعه نمی گردند که به بار خاطر تبدیل و به هدر رفت سرمایه های انسانی و اقتصادی منجر می شوند.
نشانی مطلب در وبگاه پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع:
http://shajie.ir/find.php?item=1.38.895.fa
برگشت به اصل مطلب