پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع- وب نوشت
فاجعه شماره ۲

حذف تصاویر و رنگ‌ها  | تاریخ ارسال: 1399/5/9 | 
فاجعه شماره ۲



سولنیت در کتاب بهشتِ بناشده در جهنم (۲۰۰۹) با موردکاوی فاجعه‌ها (از جمله زلزلۀ مکزیکوسیتی در سال ۱۹۸۵ و حملات تروریستی سال ۲۰۰۱ و طوفان کاترینا) استدلال کرد که وضعیت اضطراری صرفاً بُرهه‌ای نیست که هرچه بد بود بدتر شود، یا مردم لاجرم هراسان‌تر و شکّاک‌تر و خودمحورتر شوند. او نشان داد که فاجعه‌ها به چه طریقی، حتی در میانۀ خُسران و درد، باب ذخایر ابتکار و همبستگی و ارادۀ موجود در نهاد انسان، و همیان‌های عزم و مسرّت، را می‌گشایند. آن کتاب فراخوان تجلیل از فاجعه نیست، ولی از ما می‌خواهد که توجه کنیم فاجعه چه احتمال‌ها و امکان‌هایی در خود دارد، و چگونه می‌تواند ما را از قید راه و روش‌های قدیم برهاند. در روایت سولنیت، واکنشگران «رسمی» فاجعه معمولاً گند می‌زنند چون مردم را جزئی از مشکلی می‌شمارند که باید مدیریت شود، نه عنصر ارزشمندی از راه‌حل آن مشکل.این سوءمدیریت، گاهی نتیجۀ ناشایستگی است و گاهی اوقات هم موذیانه‌تر است.
نائومی کلاین، نویسندۀ کانادایی، در کتاب دکترین شوک (۲۰۰۷) روایتی تیره و تار از بازی قدرت در بحران ارائه داد. از نگاه کلاین، همیشه ابتدا فاجعۀ شمارۀ ۱ داریم (زلزله، طوفان، مناقشۀ نظامی، رکود اقتصادی و کرونا)، و بعد نوبت فاجعۀ شمارۀ ۲ می‌رسد: کارهای بدی که متعاقباً صاحبان قدرت سراغشان می‌روند، مثلاً بلعیدن فرصت‌های فراهم‌شده پس از بحران جهت پُر کردن جیب خود، در حالی که مابقی مردم آشفته‌تر از آنند که متوجه شوند. (کلاین گفت که این افراد در حقیقت گاهی فاجعۀ شمارۀ ۱ را مهندسی می‌کنند تا این فرآیند آغاز شود).
خلاف کتاب سولنیت، دکترین شوک نمی‌گوید که وقتی اوضاع به طرز هولناکی خراب می‌شود، تاب‌آوری روزمرۀ مردم چطور و چگونه است. ولی این دو کتاب مثل دو تکۀ پازل با هم جفت و جورند. هر دو کتاب، بحران را از منظر انتخاب‌های مردم در جریان ماجرا بررسی می‌کنند، نه از منظر آنچه ناگزیر (یا «طبیعتاً») در سیر پیشرفت بحران رُخ می‌دهد.

منبع: ترجمان
نشانی مطلب در وبگاه پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع:
http://shajie.ir/find.php?item=1.38.980.fa
برگشت به اصل مطلب