پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع- یادداشت های من
یک بازی دو نیمه ای؛ فوتبال تلویزیون، جهانی سازی

حذف تصاویر و رنگ‌ها  | تاریخ ارسال: ۱۳۹۶/۱۲/۱۵ | 
کتاب یک بازی دو نیمه ای؛ فوتبال تلویزیون، جهانی سازی منتشر شد

بخشی از مقدمه مترجم؛ رضا شجیع



فوتبال و لیگ حرفه­ ای، واژه ­های جذابی هستند که هیچ ربطی به فوتبال امروز ایران ندارند. آنچه ما امروز به نام فوتبال ­حرفه­ ای ایران می­شناسیم، کاریکاتور ناشیانه­ ای است از فوتبال حرفه­ ای اروپاست و هیچ ربطی به واقعیت­ های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایران ندارد. در یک کلام، فوتبال ایران «عقلانیت» لازم را ندارد؛ به همین دلیل هرگز نمی­ تواند مدعی توسعه باشد. وابستگی این ورزش به بودجه دولتی از یک طرف و پذیرش اجباری آن از طرف دیگر، این ورزش را به ابزاری برای تولید انبوه سرگرمی و غفلت بدل کرده است. هنوز بسیاری از سیاست­مداران و مذهبی ها این ورزش وارداتی را ابزاری برای نفوذ و سلطه فرهنگ غرب تلقی می­ کنند و البته این تصورشان خیلی هم بیراه نیست. نکته اینجاست که ایرانیان در برابر نسخه عقلانیت غربی، نسخه انفعال شرقی را در پیش گرفتند و این فوتبال بدون برنامه و تنها به واسطه فشار گاه و بیگاه نهادهای بین المللی به مسیر آرام و لاک پشتی خود ادامه می­ دهد. برای تشریح هر چه بهتر این موضوع، ضروری است به تشریح مفهوم «عقلانیت» بپردازم.
«عقلانیت» کلیدواژه مورد تأکید وبر است و او معتقد است جامعه به واسطه تسلط تدریجی نظام بازار، ناگزیر به سمت عقلانیت و در نهایت عقلانیت ابزاری حرکت می­ کند. به اعتقاد وبر، انسان اولیه نیز از عقلانیت متناسب با شرایط خود را داشته و بشر در هر دوره با پیشرفت تدریجی توان ابزارسازی­ اش، همواره برای تأمین نیازها و رسیدن به اهدافش با ابزارها و وسایل بهتر و کارآتر تلاش کرده است. از عصر شکار تا عصر اطلاعات، تلاش بشر برای عقلانی­ سازی امور زندگی ­اش مشهود است و تلاش می ­کند پای این عقلانی سازی را به حریم­ ها و نهادهای اجتماعی هم باز کند. نظم ­بخشی به آیین ­ها، تقسیم کار بین اعضای خانواده، تقسیم کار بین نهادهای اجتماعی، همه و همه گام ­های ابتدایی عقلانی­ سازی جوامع هستند. عقلانیتی که بعدها در قالب مفاهیم بروکراسی به عرصه مدیریت و در نهایت تمام عرصه ­های اجتماعی رسوخ می­ کند و به واسطه پیشرفت­ های شگرف تکنولوژی و ارزش ­های حاکم بر نظام سرمایه ­داری غرب، هدف حداکثرسازی منافع نظام بازار و تضمین چرخه سرمایه را از طریق افزایش حداکثری کارایی دنبال می­ کند. فوکو به شکل جدیدی از عقلانی­ سازی اشاره می­ کند که با ظهور موج سوم فناوری ظهور کرده و اصطلاحاً جریان قدرت را نامرئی اما توان را آن در کنترل شرایط چندبرابر می ­کند.
نقد عقلانیت ابزاری غرب نباید ما را از نقد بی­ نظمی موجود غافل کند و به سمت نفی عقلانیت سوق دهد. به طور کلی عقلانیت چهار ویژگی دارد که اولین آن­ها، هدفمندی است. ما اطراف خود افراد یا سازمان­ های بسیاری را می­ شناسیم که هدف دارند ولی این هدفمندی کافی نیست، ابزار یا وسیله دستیابی به اهداف دومین ویژگی عقلانیت است. دستیابی به هدف با چه ابزاری؟ اینجا نقش دانش و پیشرفت روزافزون تکنولوژی معنی­دار می­شود و دانش به عنوان پیش­فرض ابتدایی عقلانی­ سازی پدیدار می­ شود. نتیجه ­گرایی و تلاش سیستم برای کسب نتایج مشهود و قابل ارزیابی، ویژگی دیگر عقلانیت است که سیستم را به سمت کارایی و بهره ­وری حداکثری سوق می­ دهد. اما ویژگی چهارم؛ ارزش است. دستیابی به نتایج با چه ارزشی؟ این همان سوالی است که ذهن منتقدان را به خود مشغول کرده است. ارزش­ های مذهب پروتستان و به تبع آن سرمایه­ داری، فضای فوتبال جهانی را در برگرفته و آرام آرام در فرهنگ­ های ملی و محلی رسوخ می ­کند و ارزش ­های آنان را به انزوا می­ کشاند. پس در شرح وضعیت فوتبال ایران، اشاره به این نکته ضروری است که فوتبال ایران به دلیل وابستگی شدید به نفت، نیازی به کارایی احساس نمی­کند و متأسفانه در برابر آن مقاومت نیز می ­کند. سیستم­ های عقلانی برای ایجاد نظم، طبیعتاً به تخصص، دانش و فناوری بیشتر و پیشرفته ­تر احتیاج دارند و در این حوزه نیز شدیداً مقاومت وجود دارد. جریان­ های مالی و سرمایه ­ای حاکم بر فوتبال ایران از نظام بازار و سرمایه در هر سه سطح محلی، ملی و جهانی پیروی نمی­ کنند و بر این اساس نمی­ توانند مولد اقتصادی و در نتیجه توسعه­ محور باشند. به طور کلی معتقدم بی­ نظمی حاکم بر فوتبال ایران تصادفی نیست و اتفاقاً در قالب نوعی عقلانی ­سوزی (نفی عملی تخصص، دانش و اثربخشی) از سوی عوامل انسانی و سیستمی تسریع­ کننده فساد و بی­ نظمی دنبال می­ شود.
افزون بر مسائل فوق، فضای حاکم بر مدرنیته و به دنبال آن تعامل، گفتگو و بده و بستان مستمر نهادهای مختلف اجتماعی، نهاد ورزش و بویژه فوتبال را به پدیده ­ای ناهمگون و چندوجهی در ایران بدل کرده است. فوتبال خواسته یا ناخواسته به نمود واقعی فرایندهای جهانی شدن تبدیل شده و ایران به عنوان کشوری در حال گذار و البته با پتانسیل شدید پذیرش المان­ های مدرنیته، آن را با تمام وجود و با تمام نشانه ­های جهانی ­اش پذیرفته و در قلب خود جای داده است. چه کسی هست که در دورترین روستاهای ایران هم با فوتبال جهانی شده مدرن ارتباط برقرار نکرده باشد؟ ورزشی که با تاریخ، باورها و سنت ­های آنان غریبه است، ولی آن را بیشتر از ورزش ­های بومی و سنتی ­شان دوست دارند و در برخی موارد آن را می­ پرستند. این اتفاق چگونه رخ داده است؟ پاسخ به این سئوال نمی­ تواند سخت باشد، زیرا فوتبال مدرن امروزی، دقیقاً با فضای فرهنگی حاکم بر زندگی انسان مدرن هماهنگ است. این فوتبال چیزی را به آن ­ها هدیه می­دهد که ورزش­ های سنتی و بومی ­شان با آن همه پشتوانه فلسفی و نشانه­ های معنوی هرگز آن را برایشان به ارمغان نمی­ آورند. پاسخ را می­توان در «مصرف» جستجو کرد. انسان مدرن فوتبال را تنها بازی و تماشا نمی ­کند، بلکه آن را به طور مستمر و مداوم مصرف می­ کند. فوتبال مدرن به کالایی بدل شده است که هر لحظه قابل مصرف است. دارای تاریخ مصرف است و همواره به شکل رقابتی نو جایگزین و بازتولید می­ شود. گردابی از نو شدن مداوم و وهمی پایان­ ناپذیر که هویت هوادار را با خود درگیر می ­کند و فضایی در دسترس، قابل فهم و البته هیجان­ انگیز برای ابراز هویت «خود» هوادار فراهم می ­کند. چنین پدیده­ ای بدون تردید شایسته توجه، احترام و البته سرمایه­ گذاری بی ­پایان است.
اما فوتبال در این مسیر پر فراز و نشیب تنها نبوده است. «تلویزیون» از یک نقطه تاریخی، پیوند و همزیستی خود را با فوتبال آغاز می ­کند و فضای آن را به کلی تغییر می­ دهد، به طوری که تصور هر کدام بدون دیگری تقریباً غیرممکن است. کتاب حاضر بی ­تردید روایت­گر این پیوند اجتناب ­ناپذیر است و به راحتی هر چه تمام ­تر، فاصله فوتبال به اصطلاح حرفه­ ای ایران را با فوتبال عقلانی اروپا به تصویر می­ کشد. بر این اساس، کتاب حاضر در نهایت با یک یأس و یک امید برای خواننده به پایان می­ رسد؛ یأس از این منظر که فاصله و راه نرفته بسیار است و امید از این منظر که ما را از این فاصله آگاه می­ کند و نمی­ گذارد در نادانی و غفلت خود غوطه ­ور بمانیم.
کتاب شگفت ­انگیز و کم نظیر کارنل سندوس، برای غربی­ ها روایت حال و گذشته و برای ما که در حال گذار و توسعه هستیم، روایت آینده ­ای است که هنوز اتفاق نیفتاده است. این کتاب به سئوالاتی درباره فوتبال پاسخ می­ دهد که تا­کنون ذهن انسان ایرانی پاسخی برای آن­ ها نداشته است. او برای پاسخ به سئوالات بی شمار و اساسی خود، بیش از 11 ماه در میان هواداران تیم­ های پرطرفدار فوتبال جهان زندگی می­ کند و با آن­ ها کلام می­ شود. کتاب «یک بازی دو نیمه ­ای» روایتی تاریخی از روند تحول فوتبال و تلویزیون است و تصویری شفاف و دیدنی دربارهء وضعیت هواداران و چگونگی برقراری ارتباط ناگسستنی آن­ها با فوتبال ارایه می ­دهد. قلم نقادانهء و تسلط سندوس بر تئوری­ های اجتماعی مرتبط با ورزش مثال ­زدنی است. او هرجا که لازم باشد، نظریات صاحب نظران برجسته جامعه­ شناسی را هم به چالش کشیده و به شکلی جدی نقدشان می کند.  
کتاب «یک بازی دو نیمه ­ای؛ فوتبال، تلویزیون، جهانی­ سازی» نوشتاری علمی است و از رویکردی نشانه­ شناسانه برای تبیین روایت­ های خود استفاده کرده است. طبیعتاً این امر خواننده بیگانه با مفاهیم جامعه ­شناسی را با چالش روبرو خواهد کرد، اما از طرف دیگر می ­تواند به ارتقاء دانش و شناخت علاقه­ مندان و پژوهشگران حوزه فوتبال کمک کند و آغازگر مسیری جدید برای خلق پژوهش ­های مفید و کاربردی برای فوتبال ایران باشد. در پایان بر خود لازم می ­دانم از کارنل سندوس به واسطه تألیف این کتاب ارزشمند و همچنین انتشارات وزین چشمه به دلیل انتشار آن تشکر نمایم. کتاب حاضر، آغازگر جوشش و تحولی اساسی در نگرش من نسبت به فوتبال بود و امیدوارم برای خوانندگان این کتاب نیز چنین باشد.
نشانی مطلب در وبگاه پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع:
http://shajie.ir/find.php?item=1.83.886.fa
برگشت به اصل مطلب