[صفحه اصلی ]   [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره من :: عضویت در پایگاه :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره من::
یادداشت های من::
وب نوشت::
اخبار و اطلاع رسانی::
تالار افتخارات::
سوابق اجرایی::
پژوهش ها::
کتاب ها::
در رسانه ها::
نقد و معرفی کتاب::
گالری::
دانلود فایل::
بانک پاورپوینت::
کتاب الکترونیک::
فوتبال و جامعه::
ورزش و محیط زیست::
پیوندها::
ارتباط با من::
تسهیلات پایگاه::
عضویت در پایگاه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: ایران و نقطهء انفصال در آینده نزدیک ::
ایران و نقطهء انفصال در آینده نزدیک

AWT IMAGE

از چند مفهوم بکار گرفته شده در «آینده نگری» آغاز کنم؛ نخستین آنها مفهوم «انباشت تصاعدی یا هندسی» است که در برابر مفهوم «انباشت خطی یا حسابی» قرار می گیرد. فکر نمی کنم مفهوم «انباشتن» نیاز به توضیح داشته باشد و آشکار است که مصدری است که با مصادر ترکیبی دیگری همچون «گرد آوردن» و «روی هم گذاشتن» و «جمع کردن» معادل است و ما، مثلاً، بسیار شنیده ایم که در مورد «انباشت سرمایه» (به لحاظ مادی) و «انباشت تجربه» (به لحاظ معنوی) سخن گفته می شود.
اما مفهوم ریاضی «تصاعد»، لااقل برای کسانی که با مفاهیم ریاضی کمتر سر و کار دارند، محتاج به توضیح است: وقتی ما از مصدری همچون «انباشتن» سخن می گوئیم در واقع به وجود «روند»ی اشاره داریم که در آن یک وضعیت معین تدریجاٌ به وضعیت دیگری تبدیل می شود یا ارتقاء می یابد و یا فروکاسته می شود؛ و چون سخن از «تغییر» در میان است خود بخود مفهوم «سرعت تغییر» (یا در مورد انباشتن، سرعت انباشتن) نیز در میان می آید.
معمولاً، در ریاضیات، «سرعت خطی» عبارت است از سرعتی تدریجی که از افزودن دانه به دانهء موارد افزودنی حکایت می کند. شما عدد 2 را (که می تواند معرف دو کتاب یا دو کشور باشد) با عدد 3 «جمع» می کنید و نتیجه می گیرید که دارای 5 عدد از امر مورد نظر خود هستید. چندی بعد 4 عدد دیگر را بر آن می افزائید و حاصل جمع می شود 9 عدد از آنچه انباشت کرده اید. به این می گویند «افزایش خطی یا حسابی».
اما گاهی سرعت تغییر با شتاب خاصی افزایش می یابد. نمونهء این مورد را در حکایت های تاریخی خودمان هم داریم: اینکه بوذرجمهر حکیم از طرف مربوطه می خواهد که در خانهء اول صفحهء شطرنج یک «دانه گندم» بگذارد و آن را در هر خانهء همسایه دو برابر کند. داستان بظاهر ساده و عملی به نظر می رسد اما، اگر دست به محاسبه بزنید، خواهید دید که برای پر کردن خانهء آخر صفحهء شطرنح محتاج به تمام گندم یک مملکت هستید. خانهء اول یک دانه می نشیند، در دومی 2 دانه و در سومی 4 دانه و در چهارمی 16 دانه و الی آخر. اینگونه «سرعت انباشت» با صفت «تصاعدی یا هندسی» مشخص می شود.
در قرن بیستم که قرن پیشرفت های شگفتی آفرین ِ فن آوری (تکنولوژی) بود، مسئلهء بررسی و شناخت «سرعت رشد فن آوری» نیز مورد توجه قرار گرفت و نظریهء «رشد تصاعدی تکنولوژی» مطرح شد؛ بدین معنی که هرچه از اعماق تاریخ به دوران معاصر نزدیک می شویم سرعت رشد تکنولوژی بصورتی تصاعدی بیشتر می شود؛ بطوری که، مثلاً، من می توانم ادعا کنم که در طول عمر هفتاد و دو ساله ام بیش از کل ِ تاریخ ِ بشری شاهد رشد تکنولوژی بوده ام و، در عین حال، هرچه به سن و سال امروزم نزدیک شده ام این سرعت بصورتی تصاعدی بیشتر شده است.    

برآیش ِ (تحول) انسان در روند انباشت و انفصال
در کنار مفاهیم انباشت و سرعت مفهوم دیگری به نام «نقطهء انفصالی انباشت» نیز مطرح است. یعنی در مواقع خاصی از روند رشد موجباتی فراهم می شود که حامل رشد (بگیریم زندگی انسان) یکباره جهشی بزرگ می کند و از یک مرحلهء پیشین و معتاد «منفصل» و «منقطع» می شود تا به مرحلهء کاملاً جدیدی از روند انباشت متصل گردد.
در علم فیزیک، داستان به جوش آمدن آب یکی از این مقولات است. کاسهء آب را روی گازِ روشن می گذارد و آب شروع می کند به «انباشت گرما» اما تنها در «لحظهء جوش» است که آب از وضعیت آرام خود منفصل شده و مرحلهء تلاطم و جوشش را آغاز می کند. پس، «نقطهء انفصال» نقطه ای در روند انباشت است که به تغییرات کمی و کیفی خاصی می انجامد.
در نظریه های زیست شناسی نیز بحث «تحولات تکنولوژیک طبیعت» به این «نقاط انفصالی» اشاره دارند. «تبدیل میمون به انسان اولیه» یک جهش تکنولوژیک در طبیعت محسوب می شود؛ جهشی که از روزگاران کهن نیز مورد توجه اهل تفکر بوده و برای توضیح آن نظریه های گوناگونی مطرح شده است. حتی در کتاب های دینی و افسانه های آفرینش نیز می توان به اینگونه کوشش های توضیحی اشاره کرد. مثلاً، در قرآن گفته شده که «الله» ابتدا پیکری را از گل و لای می سازد و «سپس»، از «روح خود» در آن پیکر «می دمد» (نفخت فیه من روحی) و آن پیکر زنده شده و «آدم» نام می گیرد. کاملاً روشن است که در اینجا نیز با نوعی نقطهء انفصالی استوره ای روبرو هستیم. یا حافظ دربارهء «حَیَوانی که ننوشد می و انسان نشود» سخن می سراید. از دیدگاه زیست شناسی داروینی، و بخصوص نئو داروینی، این ها همه شرح آن «نقطهء انفصالی» است که طی آن انسان از میمون جدا شده و حیوان تبدیل به انسان می شود.
همانگونه که تحول طبیعیِ تبدیلِ میمون به انسان از نقطهء انفصالی روند انباشت تکنولوژیک طبیعت نشان داشت، پیشرفت تکنولوژیکِ «اختراع چرخ و رام کردن اسب های وحشی» نیز توانست انسان محصور در محدودهء قدم هایش را یکباره به جهان نوینی پرتاب کند که در آن بتواند در سراسر جهان بتازد و امپراتوری های کهن را بیافریند و زندگی اجتماعی خود را بکلی تغییر دهد و، در سایهء این تغییر، خود به موجود جدیدی تحول یابد.
بر این اساس، علمی که اکنون با نام «آینده نگری» شناخته می شود می کوشد تا از هم اکنون آن انسان و جامعه ای را که به نقطهء انفصالی بعدی می رسد حدس بزند و، اگر بتواند، خود را برای آن روز چنان آماده کند که چون نقطهء انفصالی پیش بینی شده از راه رسید، بر آن، همچون سفینه ای راهوار، بنشیند و عازم فردا شود.
به نظر من، آدمی، در عین غفلت از مبانی علمی موضوع، همواره به وجود این گونه برآیش نیز آگاه بوده است و به همین دلیل در استوره هایش مفهوم «ابر انسان» یا «ابر مرد» (superman) را آفریده است. پهلوانان افسانه ای شاهنامه و زیگفرید آلمانی یا سوپرمنِ واگنر و نیچه و برنارد شاو، همگی از این انتظار رسیدن به نقطهء انفصالی بر آمده اند.

سیارهء میمون ها
در بحث علمیِ مربوط به «سرعت رشد و انباشت تکنولوژیک» مفهوم «نقطهء انفصالی» جایگاه ویژه ای دارد. «ری کورتز وِیل» (Ray Kurzweil)، آینده نگر بزرگ، و همفکران اش معتقدند که هم اکنون یکی از این نقاط انفصالی در پیش روی ما قرار گرفته است؛ نقطه ای که، به ابتکار آنها، و به دلایلی که موضوع بحث کنونی ما نیستند، «سینگولاریتی» (Singularity) یا «وحدانیت» (به زبان کهن) یا «یکتائی» (به تعبیر سام قندچی، متفکر و آینده نگر ایرانی که نوشته هایش در زمینهء این بحث همواره الهام بخش من بوده است) نام گرفته است. آنها رسیدن به این نقطهء انفصالی را در زمانی می بینند که سرعت «پردازش مغزِ کامپیوترها (processors)» از سرعت «پردازش مغز آدمیان» جلو بزند. «پردازش» (processing)، که از مصدر «پرداختن» می آید، به معنی محاسبهء «داده»ها (data) و «درونخورد»های (inputs) اطلاعاتی است.
در حال حاضر مغز انسان دریافتنی هایش را با سرعتی بیش از سرعت کامپیوترها «می پردازد» اما سرعت رشد تکنولوژی چنان است که گفته می شود تا دو دههء دیگر کامپیوترها از لحاظ سرعت پردازش از انسان جلو می زنند و نقطه ء انفصالی موسوم به «لحظهء یکتائی» فرا می رسد؛ لحظه ای که طی آن انسان به موجودی برتر از خود تبدیل شده و زندگانی نوینی را، که با زندگی کنونی ما تفاوتی فاحش دارد، آغاز می کند.
سام قندچی، بیش از سه دهه پیش، در مورد فرا رسیدن «نقطهء انفصالی آینده» چنین می نویسد:
«آن هائی که در تمدن های پیشرفته زندگی کرده و برای این نقطهء انفصالی آماده می شوند، مانند میمون هائی هستند که اجداد "همو سپین ها" (homo sapiens) (یا «انسان های اولیه ابزار ساز») بودند. آنها، وقتی که این بشریت به نقطهء انفصالی جدید برسد، با قطار سریع السیری که وضعیت کنونی بشر را ترک می کند خواهند رفت؛  اما آنها که در لحظهء حدوث آن نقطهء انفصالی بر روی این قطارِ «ترانس-هومانیسم» («دگرگونی انسانی» یا، به تعبیر قندچی، «انسان گذاری») سوار نشوند، مانند شامپانزه هائی خواهند بود که در جنگل باقی ماندند، وقتی که «هموسپین ها» شرایط زیستی میمون ها را ترک کردند».

این مطلب از سوی دکتر اردکانی، استاد پژوهشکده ملی ژنتیک جهت درج در این پایگاه ارسال شده و نویسنده اصلی آن نامشخص است.
  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 2545 بار   |   دفعات چاپ: 578 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 2 بار   |   0 نظر
پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع Dr. Reza Shajie Official Website
Persian site map - English site map - Created in 0.03 seconds with 40 queries by YEKTAWEB 4331