[صفحه اصلی ]   [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره من :: عضویت در پایگاه :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره من::
یادداشت های من::
وب نوشت::
اخبار و اطلاع رسانی::
تالار افتخارات::
سوابق اجرایی::
پژوهش ها::
کتاب ها::
در رسانه ها::
نقد و معرفی کتاب::
گالری::
دانلود فایل::
بانک پاورپوینت::
کتاب الکترونیک::
فوتبال و جامعه::
ورزش و محیط زیست::
پیوندها::
ارتباط با من::
تسهیلات پایگاه::
عضویت در پایگاه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: وقتی ورزش در حد یک اکستازیِ پوچ هیجان‏ آور تنزل می یابد!!! ::
وقتی ورزش در حد یک اکستازیِ پوچ هیجان‏ آور تنزل می یابد!!!

رضا شجیع

AWT IMAGE

ژیژک جامعه‏ شناسی است که او هم مانند بسیاری از مارکسیست‏ های پیش از خود معتقد است که جامعه مصرفی سرمایه‌داری، خود زمینه‌ساز متلاشی‏ شدنِ روح و روان انسان‌ها می‏شود و آن‏ها را به انحطاط کامل می‌کشاند. از نظر ژیژک، خشونت، دیگر به معنای مرسومِ کلمۀ خشونت نیست، ولی به ذهن و روان صدمه می‌زند و انسان را تنها به یک شیء تبدیل می‌کند. این امر اساسی‌ترین موضوعی است که او از منظرهای گوناگون به تشریح آن پرداخته است. در نگاه اول به خشونت، معمولاً ترور، کشتار، ضرب ‌و شتم و امثال این‌ها به ذهن می‌نشیند، غافل از اینکه خشونت دارای یک لایه پنهانی است که شاید با یک دید تیزبین هم نتوان به آن پی برد. «خشونتِ کنش‌گرانه» عنوانی است که ژیژک برای این نوع خشونت به کار می‌برد. توصیفی که او از خشونت کنش‌گرانه دارد، «کششِ هوش‌رُبا» است. اگر به‌راستی این کشش در کسی باشد و جزئی از فرایندهای روزمره او شده باشد، باید آن را از لذت‌های زندگی برشمرد. به ‏عنوان مثال، ما شاید از دیدن یک صحنه خشن در یک بازی فوتبال و یا مرگ یک ورزشکار مشهور متأثر شویم و آن را شرِ مطلق بینگاریم، اما در نهایت، یک لذت پنهان، همراه آن وجود دارد که می‌توان آن را لذت تراژیک نام گذاشت. «خیلی دردناک است، چه خوب است که من به جای آن‏ها نیستیم!» و این چه خوب یعنی که یک خرسندی در پس پشت این لحظه تلخ وجود دارد. ژیژک می‌خواهد که ما یک قدم به عقب برداریم و به نوعی دیگر با این مسئله برخورد کنیم.
ژیژک این مثال را دست‌مایه قرار می‌دهد تا به موضوع تقریباً اصلی خودش که همانا تاختن به جوامع پیشرفته و سرمایه‌داری است برسد. ژیژک، جوامع این‌چنینی را کمونیست لیبرال می‌نامد. اما توضیحی که درباره جوامع لیبرال وجود دارد، از دید ژیژک، تساهل‌گراییِ آنان نسبت به خشونت است. بدین معنا که این نوع جوامع سعی در ارائه واکنشی از پیش تعیین ‌شده در برابر خشونتی از پیش تعیین ‌شده دارند و ورزش، برای دستیابی به این هدف، ابزاری ممتاز و برجسته به شمار می‏رود.
سؤال اساسی ژیژک در ارتباط با موضوعات مطرح‏ شدۀ فوق، بسیار شفاف است؛ در حالی که میلیون‏ ها هوادار یک تیم ورزشی پس از مرگ ورزشکار محبوبشان، واکنش‏ هایی مشخص و قابل ‏پیش‏ بینی ارائه می‏ دهند و البته پس از هر شکست و پیروزی تیمشان، اشک‏هایشان به ‏راحتی هرچه تمام‏تر سرازیر می ‏شود، دیگر وجدان هیچ‏کس برای کودکان جنگ زده سوریه و افغانستان، آوارگی میلیون ها نفر در مرزهای اروپا و هزاران انسان گرسنه در آفریقا به درد نمی ‏آید و هیچ اشکی برای این خشونتِ عریان سرازیر نمی ‏شود.
به ‏طور کلی ژیژک تصویری مهیب و آزاردهنده از جهان ارائه می‏ دهد که شاید تنها نکتۀ مثبت این تصویر، توانایی و قابلیت فهم تاریکی است و اینکه لااقل بدانیم در تاریکی هستیم و بدانیم که در این تاریکی ممکن است چشم ما هم نامردی کند و چیزی غیرواقعی را به ما نشان دهد؛ یعنی تصویرِ ورزش رقابتی و نمایشی دنیای ژیژک، در حد یک اکستازیِ هیجان ‏آور، گیج‏ کننده و البته پوچ، تقلیل می‏یابد. شاید این جملۀ دیوید بکام خطاب به خبرنگاران پس از آسیب پای چپش، بی‏ربط با دیدگاه ژیژک نباشد که گفت: «چیزهای زیادی در گوشه و کنار عالم در حال‌ رخ دادن است که بسیار مهمتر از پای چپ من هستند».
  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 2211 بار   |   دفعات چاپ: 442 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 2 بار   |   3 نظر

نظرات کاربران
نظر ارسال شده توسط علی پرویزی در تاریخ 1394/10/9
احسنت، از بدو خلقت انسان همیشه یا مدیریت کردیم یا مدیریت شدیم. اگر در دنیا فقط دونفر زندگی کنند هر بار یکی در موضوعی مدیریت میکند ودیگری تبعیت. این فرمول تازمانیست که هر دوطرف صداقت، دانایی و حس همدوستی را رعایت کنند . اما وقتی شخصی بخواهد از قدرت موقت خود حداکثر اجحاف و سودجویی را ببرد بالطبع فردمقابل برای مقابله با روزگارخودش مسیر پاکدستی و تعهد انسانی خود را عوض میکند. تا اینجا ،،،،
ولی اگر فردی متعهد و خدا گونه وبرای ترقی محیط زندگیش دغدغه داشته باشه به جای بسته شدن به کابین شیطان و تبعیت از آن با ارتقای دانش و تکنولوژی سازنده،، خود مدیریت امور را بدست میگیرد. و پلیدیها رو کاهش میدهد حتی به بهای نابود شدن خود وخاندانش. که در تاریخ نمونه‌های آن کم نیست.
نظر ارسال شده توسط bahare در تاریخ 1394/8/2
اگر افرادی مثل دیوید بکام ها توی جامعه بیشتر بودند جامعه قشنگ تری داشتیم
نظر ارسال شده توسط نام یا پست الکترونیک در تاریخ 1394/7/15
همواره اتفاقات برای انسان های مشهور و برای آن چیزی که در اطراف ما رخ می دهد توجه ما را بیشتر از مسائل دیگر جلب می کند. اگر شخصی در خانواده مریض داشته باشد بعید است که به گسترش بیماری کرونا یا دیگر بیماریها توجهی نشان دهد و البته بعید می دانم اگر کسی عزیزی را از دست دهد در مراسم سوگواری یک ورزشکار حاضر شود. اگر کودکی در محله شخصی از دست برود بسیار متأثرتر خواهد شد تا کودکی در سرزمینی دیگر. این واقعیت را نمی توان دستمایه ای برای حمله به ورزش قرار داد چرا که در دنیای ورزش انسان ها به شهرتی جهانی میرسند و توجه به آنها جذب می شود. کمونیست ها یا هرکس دیگری شاید از این توجه به گونه ای دیگر بهره بگیرد اما این دلیل بر بد بودن این توجه نیست
پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع Dr. Reza Shajie Official Website
Persian site map - English site map - Created in 0.03 seconds with 40 queries by YEKTAWEB 4331