[صفحه اصلی ]   [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره من :: عضویت در پایگاه :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره من::
یادداشت های من::
وب نوشت::
اخبار و اطلاع رسانی::
تالار افتخارات::
سوابق اجرایی::
پژوهش ها::
کتاب ها::
در رسانه ها::
نقد و معرفی کتاب::
گالری::
دانلود فایل::
بانک پاورپوینت::
کتاب الکترونیک::
فوتبال و جامعه::
ورزش و محیط زیست::
پیوندها::
ارتباط با من::
تسهیلات پایگاه::
عضویت در پایگاه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: انسان های دو مگابایتی ::
 | تاریخ ارسال: 1396/8/25 | 
انسان های دو مگابایتی

حسام محمدی

فیلسوف فرانسوی، میشل فوکو، در کتاب مراقبت و تنبیه می نویسد: «در معرضِ دیدبودنْ دام است».
و این آغاز خودمراقبتی هایی آزاردهنده ای است که فرد را مجاب می کند تا در قالبی خودخواسته، از اصولی پیروی کند که در تمامی صحنه هایی که او بر آن ایستاده، روبات وار و مملو از ترسی درونی، گام بردارد. در دیده بان مشرف به صحنه فوکویی، زندانبان در قامتِ متصدیِ نامرئی، زندانیان را از برجی مرکزی تحت نظر گرفته و آنها را با چشمانی هوشیار زیر نظر می گیرد، البته در اغلب اوقات این حسی درونی است که بر زندانیان القا می شود و شاید در اصل ماجرا زندانبان در دیده بانی حضور فیزیکی نداشته باشد. زندانیان بی آنکه زندانبان را ببینند، وجود منحوسش را حس می کنند و از اینکه دیده می شوند در وضعیت آزاردهنده ای به سر می برند. در چنین وضعیتی، آنان در حالتی دائمی از وانمودها و رفتارهایی متظاهرانه به سر می برند که رفته رفته امکان هرگونه کنشگری و نافرمانی را از آنها سلب می کند. زیستن در چنین فضایی جهنم سارتری را بازنمایی می کند؛ دوزخی که در آن خبری از شکنجه گر نیست تا افراد را شکنجه فیزیکی بدهد، در این دوزخ شکنجه همانا نگاه نافذ «دیگری» است که بر ما می نگرد و در مورد ما قضاوت می کند؛ قضاوتی که سبب می شود تا ما خودمان را با دست خودمان از درون متلاشی کنیم. اما سویه خطرناک ماجرا از جایی آغاز می شود که افراد نه تنها این نوع مراقبت را می پذیرند، بلکه چیزی نمی گذرد که این رفتار در نظرشان عادی جلوه می کند و با میل و اشتیاق رفتار متظاهرانه خود را تداوم می بخشند. در این چنین فضایی است که هر فردی مسئولیت سانسور و حفاظت از خود را بر عهده می گیرد و دقیقا این نقطه آغاز یک سقوط است.
در عصر اینستاگرام نیز افراد می آموزند که باید اجازه دهند تا زیر نظر باشند و هم اینکه دیگران را زیر نظر بگیرند، که در روایت فوکویی این امر هم جذاب است و هم خطرناک. در این وادی هویت های فردی و جمعی در قالب پروفایل های ساختگی و غیرواقعی جلوه می کند و اشخاص در تکه هایی چندمگابایتی فروکاسته شده و به ایفای نقش می پردازند.
در این زیست جهان مجازی بنا به روایتِ گافمن، فاصله میان جلوی صحنه و پشت صحنه به شکل مرگ باری رفته رفته عمیق و عمیق تر می شود و قیافه و مَنش افراد در این دو جایگاه مدام از هم فاصله می گیرد. افراد می آموزند که باید هویتِ جدیدی از خود در قالب پروفایل های شخصی بسازند و با نظارتی فراگیر از جانب خود و دیگران در راستای حفاظت و اجرای هرچه دقیق تر این سناریو حرکت کنند، بیش از همه در عصر جدید، چنین نظارتی مایه نگرانی است، چراکه عمل نظارت فی نفسه نوعی اِعمال قدرت ویرانگر است. این نظارت ظرفیت آن را دارد تا رفتارمان را تحت تاثیر قرار داده و بدون آنکه کاملا متوجه شویم ما را به هم رنگی و همدستی وادار کند.
در عصر اینستاگرام، انسان های تهی شده فراوان اند، انسان های یکدستی که همگان از زیر تیغِ یک جراح پلاستیک عبور کرده و پا به عرصه هم نوایی گذاشته اند؛ پوسته های تولیدشده ای که خط تولید یکسانی داشته و در شکل جدیدی از خودسانسوری در تلاشی فراگیر سعی در همسان سازی خود با آمال و آرزوهای دیده بان مُشرف به صحنه دارند. آنها از به دام افتادن در تور نگاه دیگری سرخوش اند و علاقه به محبوبیت نزد دیده بان، انسان ها را به عروسک هایی حقیر، بی ارزش و در عین حال بی شرم بدل کرده است.
در این دوران هر چیزی فقط و فقط تا جایی ارزشمند است که بتواند قابلیت تبدیل شدن به یک پُست جذاب را داشته باشد؛ پستی که دیده بان آن را می پسندد و ما را در حلقه «دنبال کننده ها» زنده نگه می دارد. انسان های آنلاین هیچ چیزی، جز آنکه نمایش می دهند، نیستند، آنها عروسک های محقری هستند که برای زنده ماندن به لایک های بیشتری احتیاج دارند. انسان های آنلاین، تمامِ درونیاتشان را بی پروا با دیگران در میان می گذارند و هیچ فولدر پنهان شده ای درون خود ندارند، گاه حتی صحنه سازی می کنند، دست و پا می زنند، به این امید که نیازهایشان تصدیق شود و ویژگی های عجیبشان با آغوش باز پذیرفته شود. این عروسک های مطیع هر دم خودشان را تا قعر درونی شان افشا می کنند، تا مبادا دیده بان چیزی را از دست داده باشد. این موجودات دومگابایتی مدت هاست که فقط حافظه را اشغال کرده اند و هیچ کارکرد دیگری ندارند.
  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 1373 بار   |   دفعات چاپ: 203 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع Dr. Reza Shajie Official Website
Persian site map - English site map - Created in 0.03 seconds with 40 queries by YEKTAWEB 4374