[صفحه اصلی ]   [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره من :: عضویت در پایگاه :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره من::
یادداشت های من::
وب نوشت::
اخبار و اطلاع رسانی::
تالار افتخارات::
سوابق اجرایی::
پژوهش ها::
کتاب ها::
در رسانه ها::
نقد و معرفی کتاب::
گالری::
دانلود فایل::
بانک پاورپوینت::
کتاب الکترونیک::
فوتبال و جامعه::
ورزش و محیط زیست::
پیوندها::
ارتباط با من::
تسهیلات پایگاه::
عضویت در پایگاه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: ورزش و نظریه مدیریت هراس ::
 | تاریخ ارسال: 1396/11/4 | 
ورزش و نظریه مدیریت هراس

بخشی از یادداشت مری پایلون/ ترجمه علی امیری



ورزش چه دارد که ما را به حاشیه‌های روانی می‌کشاند؟ برای اعصار متمادی ورزش منجلابی از استعاره‌ها بوده است: ورزش جنگ است، ورزش مذهب است، ورزش تجارت است، ورزش عشق است، ورزش نفرت است. اما براساس شاخه‌ای از روان‌شناسی اجتماعی به نام نظریۀ مدیریت هراس، جواب این معما نه روی سکوها، بلکه در گورستان یافت می‌شود. ورزش ربطی به زندگی ندارد؛ به مرگ مربوط است.

یکی از نتایج کتابِ عالمانه و برندۀ جایزۀ پولیتزرِ ارنست بکر در سال ۱۹۷۴، انکار مرگ، نظریۀ مدیریت هراس است. مبنای استدلال این نظریه تنشی روانی است که انسان‌ها به صورت بینابینی همواره در حال تجربه میل به زندگی و تشخیصِ ناچاریِ مرگ هستند. به عقیدۀ بکر، جهان هراس‌انگیز است و انگیزۀ رفتار انسانی نیازی زیستی به کنارآمدن با اضطراب است. مرگ تنها قطعیت در جهانی سرشار از عدم قطعیت‌هاست. بکر می‌نویسد «وظیفۀ اصلی حیات بشر قهرمان‌شدن و فراتررفتن از مرگ است». بنابراین ما یک نظام قهرمانی اتخاذ می‌کنیم که به ما اجازه می‌دهد باور داشته باشیم زمانی‌که در چیزی جاودانه، چیزی که فراتر از ما دوام خواهد داشت مثل مشارکت در یک امپراتوری، مذهب یا تیم ورزشی، مافوق مرگ قرار می‌گیریم.

جف گرینبرگ، استاد روان‌شناسی اجتماعی در دانشگاه آریزونا می‌گوید؛ ورزش، زمینی حاصلخیز برای نظریۀ مدیریت هراس است. او و همکارانش شلدن سالمن و تام پیچزینسکی اعتبار خلق این نظریه در دهۀ ۱۹۸۰ را یدک می‌کشند و دریافته‌اند که برخی از جهان‌شمولی‌های ورزش، آزمایشگاهی ایدئال برای آزمودن نظریه‌های آن‌ها (و همچنین شور شخصی‌شان) است. گرینبرگ می‌گوید «ورزش نسخه‌ای نمادین از نمایش زندگی است. این یکی از دلایلی است که ما به‌راحتی گرفتار آن می‌شویم. برد و باخت مثل زندگی و مرگ است.

پروژۀ جاودانگیِ یک نفر علیه دیگری، جنگی برای به‌دست‌آوردن عزت نفس و تصویری قهرمانانه از خود، آرزوهایی برای بهترین‌ها که می‌تواند به بدترین‌ها بینجامد. شورشْ تجلیِ خشم و خشونت است و وقتی توهم تیم به‌مثابۀ قهرمان در هم شکسته است، ما را به مرگ نزدیک‌تر می‌کند. این صرفاً دربارۀ شکست یک تیم نیست، دربارۀ احساس شکستی است که خودمان داریم.

گرینبرگ می‌گوید «به یک معنا، این کاری است که در زندگی‌هایمان می‌کنیم. تلاش می‌کنیم احساسی مافوق میرایی، احساسی بالاتر از مرگ، داشته باشیم. سعی می‌کنیم احساس کنیم قرار است به‌نوعی فراسوی این زندگی تداوم داشته باشیم. او معتقد است؛ وقتی خود را با ورزشکاران هم‌تراز می‌کنیم، به‌صورت نیابتی، ازخلال دریچۀ هستیِ آن‌ها زندگی می‌کنیم. هر تشویقی از روی سکوها، ابراز شادی با کوبیدن سینه‌ها یا کف دست‌ها به هم، یا هر دلاری که خرج پیراهن ورزشی می‌شود، کنده‌کاری کوچکی در تلاش برای گذاشتن ردی بر این جهان دربرابر حضور ناگزیر فرشتۀ مرگ است. هرچقدر هم که گذرا باشد، آن احساس والا ترکیبی بی‌نقص از توانایی روان‌شناسی انسانی و روایت‌های خطی ورزشی است. در قلمرویی محصور، برنده‌ای وجود دارد و بازنده‌ای. اگر به این سرمایۀ عاطفی عظیم توجه کنیم، تعجبمان از روی‌آوردنِ طرفداران به خشونت هنگام ناراحت‌کننده‌بودنِ اوضاع کمتر می‌شود.

نظریه‌پردازانِ مدیریت هراس مشاهدات خود از سکوهای ورزشگاه را در سایر عوالم ازجمله سیاست و هالیوود نیز به کار بسته‌اند. آن‌ها طی پژوهشی دریافتند؛ افرادی که به یاد مرگ افتاده‌اند، بیشتر محتمل است که آرزوی شهرت داشته باشند، مثلاً علاقه‌ای مضاعف به داشتن ستاره‌ای در کهکشانی به نام خود، بخشی از آرزوی تداوم نمادین فراسوی مرگ.
  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 1739 بار   |   دفعات چاپ: 216 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع Dr. Reza Shajie Official Website
Persian site map - English site map - Created in 0.04 seconds with 40 queries by YEKTAWEB 4374