[صفحه اصلی ]   [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره من :: عضویت در پایگاه :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
درباره من::
یادداشت های من::
وب نوشت::
اخبار و اطلاع رسانی::
تالار افتخارات::
سوابق اجرایی::
پژوهش ها::
کتاب ها::
در رسانه ها::
نقد و معرفی کتاب::
گالری::
دانلود فایل::
بانک پاورپوینت::
کتاب الکترونیک::
فوتبال و جامعه::
ورزش و محیط زیست::
پیوندها::
ارتباط با من::
تسهیلات پایگاه::
عضویت در پایگاه::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
:: تو هیچی نشدی ... ::
 | تاریخ ارسال: 1399/12/2 | 
تو هیچی نشدی ...

رضا شجیع



مشکل شاید در نوع نگاه ما به زندگی باشد؛ جایی که در هزارتوی تلاش برای جلب پذیرش دیگران گرفتار می شویم و روزی که به هر دلیلی پذیرش با نگاه مثبت دیگران را از دست می دهیم، گویی که زندگی‌ بر سرمان آوار می شود. به یاد یکی از استادانم افتادم که می گفت: «فلانی مراقب باش؛ پشت سرت حرف های خوبی زده نمی شود، نگران خوش نامی ات هستم» ... و این من بیچاره که به دنبال رویارویی با دیو مخوف هیچ بودم تا از هفت خوان ناپیدایش عبور کنم.

درست متوجه شدید؛ «هیچ» نام یک دیو در فارسی میانه و اسطوره های کهن ایران زمین است که به دیو تنگدستی مشهور بوده است. واژه ای که پس از قرن ها در زبان ما جاری است و عمق معنایی زبان فارسی و ریشه های اسطوره ای آن را آشکار می کند. در اینجا‌ تلاش برای «هیچ نشدن» است و «هیچ شدن» به معنای تسلیم شدن در برابر دیو نیستی و پوچی است.

هفته گذشته در یک‌ برنامه رسانه ای، مجری برنامه با حرارت در حال ارزیابی عملکردمان بود؛ به کلامش دقت کنید؛ «عملکرد شما هیچ خروجی مشخصی نداشته است، وضعیت از قبل حتی بدتر هم شده، چرا با این وضعیت هیچ امیدی وجود ندارد». در پاسخ گفتم: اجازه بدهید با منطق خودتان پاسخ دهم؛ به همان دلیل که سیستم رسانه ای عریض و طویل شما با آن همه دبدبه و کبکبه هیچ خروجی مشخصی به همراه نداشته است.

به فهرست بلندبالای فرقه های موجود، فرقه «هیچ انگاران» را هم اضافه کنید؛ اقلیتی که مرتبا با هیچ انگاری دیگران و عملکردشان، به دنبال معنابخشی به «خود» و تنگدستی معنایی شان هستند. من به آنها مرغ معناخوار می گویم؛ آنها از «هیچ انگاری» لذت می برند.

اما مثل هر فرقه ای، آنها مرشدانی هم دارند، قلم به دستان همواره نالانی که اتفاقا با هیچ انگاری به دنبال دیده شدن هستند. پژمان جمشیدی اخیرا در تله یکی از آنها افتاد. به این جمله دقت کنید؛ «آقای پژمان جمشیدی! شما که در فوتبال هیچی نشدید! حالا برای دیده شدن به سینما آمده اید؟!» ... این جمله برای من حاوی یک یأس فلسفی عمیق است؛ اگر او هیچی نشده، پس چه وضعیتی سزاوار توصیف ماست؟ مایی که یک هزارم او در فوتبال رشد نکردیم و یک صد هزارم او در سینما دیده نشدیم. ما احتمالا لیاقت #هیچ شدن هم نداشته ایم.

خطرناک تر از تنگدستی، تنگ ذهنی است و این روزها تعداد این افراد در حال افزایش است؛ آنها هستند تا به ما القاء کنند هیچ و شکست خورده هستیم، ما را در نهایت خسته کنند و کاری کنند که مسیرمان را رها کنیم. این ما هستیم که باید از خود سیٔوال کنیم؛ «آیا به هدفمان ایمان داریم؟»
  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


CAPTCHA
::
دفعات مشاهده: 978 بار   |   دفعات چاپ: 60 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
پایگاه اطلاع رسانی دکتر رضا شجیع Dr. Reza Shajie Official Website
Persian site map - English site map - Created in 0.03 seconds with 40 queries by YEKTAWEB 4319